تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ محمد توحیدی
آرشیو وبلاگ
      توتم من (مينويسد چون نوبت اوست! از حقوق/ اجتماع)
نوروزی نویسنده: محمد توحیدی - ۱۳۸٧/۱٢/٢٧

قطره ای از چشم بیرون زد، لولید و بر زمین چکید!

برگ رنگ باخت و نقش زمین شد

صفحه ای سفیدی سیاه شد

لیوان اب سر کشیده شد

لقمه نان خورده شد

وسعت زمین رفته شد

گلی با سیصدو شصت برگ پژمرد

چکه ای  چکید

صدای فریاد شد

تیری از کمان رها شد

کفش، سر پایی کهنه و پاره شد

لباس مندرس شد

ثانیه، دقیقه و ساعت گذشت

روزی هفته و ماهی سپری شد

قله فتح شد

همین حالا در اوجیم، در ارتفاع بلند، خیلی بلند که اگر وسعت فکرت خیال ظرفیتش را در گیروی تواناییش داشته باشد، میتوانی پرو بال بگشای و از این هم بلند و بلندتر بیروی. اوج بگیری تا جاهای برسی که ورود ملایگ در آنجا ممنوع اند!

اری در اوج و در ارتفاع و در بلندی قله ای، قله ای به وسعت فکرت! به بلندای توانائیت! قله ای، جای رفیعی که حد اقل 360 پله را پیمودی، چنین پله ای که هر کدامش در خود 1440 رمزوراز، هشدارو تذکار، شوق و غم، گریه و خنده ای، یادو خاطره و در نهایت درس و بحث دارد.

آری سالی گذشت،

قدمی نزدیگ تر به منزلگه مقصود، دقیقه ای زودتربه پایان مسابقه، ثانیه فرصت به ضرب العجل،

همه و همه در گزرند، هیچ نمیماند! حتی من و تو! من و تویکه امروز وسعت هوی و هوس من و تو پذیرای چه چیزهای را در سر نمی پرورانند! نقش چه فرعونهای را به تصویر نمیکشند! من و تویکه بزرگی غرور من و تو کوهی را میمانند که در خود انواع از مخلوقات ت درنده خو، خورنده خو، و خوردنیده خو را جای داده است. من و تو یکه احساس گناه من و تو قطره ای را میمان در گلوی خشکیده در صحرای شوره زار تابستان گرم!

خوبست انسان، پس از هر قطره اشکی که چون گهر از قعر دل به تبلور می رسد و پهنه گونه را پیموده می چکد، رد پا کند! ببیند قطره ای از چه جنسیست!

چه حکایتی

چه پیامی

چه اندرزی

چه همرزمی

دارد.

امیدوارم قطره ای اخر، قدم،لقمه، گلی، و سال اخر عمر دلت نباشد!

هر روز تان نو روز

نو روز تان پیروز

 

  نظرات ()
حزب و حزب گرای در افغانستان نویسنده: محمد توحیدی - ۱۳۸٧/۱٢/٦

                

     جامعه افغانستان در طول ده ها جنگ و نبرد و کشمکش بخواطر رسیدن به قدرت و چوکی بین پدر و پسر، برادر و برادر این قوم و ان قوم امروز تبدیل به یک جامعه سیاسی و با افراد سیاسی شده است. اگر امروز از یک پیر مردیکه چند روزی بیش در این دنیا باقی نخواهد بود راجع به یک مسئاله سیاسی سئوال شود در جواب نمیگوید ، نمی دانم بلکه با اطمینان از گفته هایش، مانند یک انالیست و تحلیلگر با  فرضیه بندیهای؛ یک تحلیل زیبا به نمایش میگذارد . این انگیزه و شعور بالای سیاسی که تنها تحفه ای مثبت جنگ است قابل قدر است اما این در مقابل ان همه ویرانیها و خسارات که جنگ و بحران قدرت ، به پیکری کشور؛ وارد نموده است به مثل نقطه سفیدی در لباس چرکین و سیاه میماند . یکی از قربانیهای آن دوران حزب است، وجه و ماهیت حزب به اثر سئو استفاده ها و تعبیرهای غلط در اذهان عموم ملت افغانستان زشت جلوه میکند ، وازان نفرت دارند از شنیدن نام آن(حزب) احساس ناراحتی کرده و حتی از تماس با افرادیکه در زیر چتری آن قرار میگرند دوری می جویند. با وجودیکه تعبیر درست حزب دارای ماهیت نیک است، ترس از آن است که کلمه حزب به اثر سئو استفادها  و بی احتیاطی اگاهان امور در کنار سایر کلمات چون استثمار، استحمار، استعمار قرار گیرند. زیرا ملت افغانستان شاهد بودند ، چگونه دو برادر که هر یک منسوب به یک حزب بودند یکدیگر را به قتل می رساندند. اگر ما هم کمی دقت نمایم و به حزب و حزب بازیها و حزب گرائی های گذشته نظر اندازیم خواهیم گفت ، حق با این ملت است که از حزب برداشتهای منقی چون جنگ ، خونریزی، ظلم، چورو چپاول ، فریب و نیرنگ داشته باشند. همچنان امروز فضاء باز سیاسی که به استقبال ملت ما امده است و در این فضاء باز، ما شاهد پروبال گشودن احزاب بیشتری هستیم و می بینیم ؛ هر روز حزب دیگری احساس موجودیت کرد و، تا اندازه ای که امروز در کشور شمار ان به 80 حزب می رسند . و آن ترس و این خیزش احزاب در فضای سیاسی موجود ما را واداشت تا به بررسی اجمالی و تا حد کشش توان خود، در پیرامون حزب و آفتابی نمودن مشخصات ان" حزب" بپردازیم تا از یکطرف حد اقل کوشش باشد برای رفع ابهامات، برداشتها و القائات غلط  که از حزب در سالهای گذشته صورت گرفته و از طرف دیگر گامی و یا به صدا در اوردن زنگ خطری باشد در جهت روشن نمودن مشخصات وویژگیهای یک حزب سیاسی تا در این فضای سیاسی موجود با تکثر احزاب ملت مظلوم افغانستان با آن ذهنیت که از حزب دارند راهش را از سقوط  در چاه نجات دهد و روشن تر، از میان احزاب ره گشوده و به بهترین آن ارج قایل شوند. در این مقال نخست توجه اجمالی میشود در سیر شکل گیری احزاب در جهان و افغانستان بعد از آن به تعاریف که در پیرامون حزب ارائه شده می پردازیم، سپس با ذکر مشخصات حزب و جستجوی ان در احزاب افغانستان با ذکر پشنهادات به آگاهان ادامه می دهیم.                                      
شکل گیری احزاب                                                                                            

       فعالیتهای سیاسی چه در قالب احزاب و چه در نقابهای دیگر؛ به صورتهای متفاوت از بدو تشکیل اجتماع و از قرنها پیش وجود داشته است( احزاب آزادیخواه"    Whig  "و محافظه کار "      Tory  " در اینگلستان از اواخر قرن هفدهم میلادی به عنوان یک گروه سیاسی مشخص مشغول فعالیت شدند)· این احزاب اولین احزاب بودند که تا حدودی می توان  در آنها ویژگیهای که ان را ویژگیهای" احزاب مدرن" می نامیم در حد آغازش بیابیم . اما همانطوریکه تند باد اهنگ پیشرفت، صنعت و تکنو لوژی زندگی انسان را به لرزه در اورد، دامن احزاب را نیز تکان داد و احزاب را رو به تکامل نهاد بالاخص( صنعتی شدن بعضی از کشورهای اروپای غربی و امریکای شمالی، نتایج و پی آمدهای سیاسی  مهمی در ساخت احزاب سیاسی بوجود اورد)· و احزاب را از آن حالت اشرافی و اعیانی اش  در اوردند. و تا امروز این کوشش و اصلاحگری ادامه داشته و می بینیم که  اکنون احزاب، در جوامع غربی بالاخص در امریکا و اینگلیس به اثر آن، به پختگی رسیده اند . اما در کشور ما(افغانستان) هم فعالیتهای سیاسی از گذشته های دور و نا معلومی وجود داشته است و به مرور زمان به شدت و سرعت ان افزوده شده است . بصیر احمد دولت آبادی در زمینه میگوید( اگر منصفانه قضاوت شود تمامی جریانات امروزی به اشکال گوناگون خود را به جنبش های گذشته پیوند می دهند ، با قبول این مطلب که سرآغاز جریانات فکری سیاسی افغانستان عصر حکومت حبیب الله خان است)· با در نظرداشت این ، انچه که امروز می توان از کتب تاریخ بدست اورد موجد فکر و تحرک سیاسی، در نتیجه تشکیل دسته و احزاب را به سید جما لالدین افغانی نسبت می دهند . که با تحویل طومارش به شیرعلی خان نه تنها شوری را در افغانستان ایجاد کرد ، بلکه نظریاتش عامل پیدایش حرکت های سیاسی در ایران و کشورهای دیگر شد . اما به هردو صورتش اگر ما نظری به فعالیتها و نشیب و فرازهای نخستین دیپلوماتیک  و سیاسی در قالب انجمن های چون ( انجمن علما ، که در زمان عبدالرحمن خان تحت ریاست عبدالرئوف کندهاری بوجود امد ، انجمن سراج الاخبار و مشروطیت اول و دوم...) و در شیب احزاب مانند( ویش ذولمیان؛ حزب دمکراتیک خلق و غیره... ) نظری بیفکنیم بدرستی در می یابیم که " در بافت جریانات سالهای گذشته تا دهه چهل یک نوع پیوند نا گسستنی بین احزاب وجود داشته است. ولی پس از دهه چهل و شروع دهه پنجاه بافت سیاسی و فکری احزاب به کلی فرق میکند و شیوه همگرای جای خود را به نا همگونی های خاص می دهد که در دوره انقلاب این گرایشات به خوبی روشن میگردد "· و هر چه به این زمان نزدیک میشویم تشتت و پراکندگی را با افزایش احزاب بیشتر حس میکنیم و به حال می رسیم . انچه که در توصیف سیمای جامعه و احزاب و حرکت های سیاسی کنونی گفته می توانیم حاکی اینست که امروز چیزی را که ملت و جامعه افغانستان کم ندارند؛ حزب است . اما این احزاب از مایه و اهداف؛ بدور است و دارای هدف قابل قدری نیست و آنچه به عنوان هدف اینها (احزاب) متصور است اهداف کوتاه ، ناچیز و غرضهای شخصی و فردی است.

که با حل شدن اغراض و فوت اشخاص محور (چون شخص محوری، احزاب کنونی اند) حزب دچار انشعاب و یا حتی از بین می رود . و این مبین اینست؛ که احزاب بر اساس ایده ها و افکار شکل نگرفته است که با غیب شدن شخص حزب هم ره به غیب نگشایند . به هر صورت حرکت های سیاسی که باعث تولد احزاب در کشور شد باید مبدأش را همان طوماری بدانیم که سید به شیرعلی خان تحویل داد و بعد ها این طومار بود که موجب شکل گیری احزاب در چهره های ( احزاب سری) وویش ذولمیان و غیره شد.                          

معنا و مفهوم حزب:                                 

          "حزب"کلمه است با ریشه عربی که واژه مقابل اینگلیسی ان "  party "   است و از ان معانی متفاوت و بسیاری نقل شده است." گرو، دسته، بهره ،نصیب ، و گروهی از مردم که دارای مرام و مسلک معین باشد )· که روح همه ای این معانی مفهوم واحدیست. اما نظریه پردازان و اساتید امور تعاریف از آن "حزب" ارائه داده اند . گروهی چون شومپیتر (   Josef Schumpeter ) معتقد اند  ( همانگونه که فروشگاه را نمی تواند بر اساس نوع کالای که می فروشد تعریف نمود ، احزاب سیاسی را نیز نمیشود بر حسب اصولی که از آنها حمایت می کنند تعریف نمود )· وی ادامه می دهد که حزب سیاسی را باید بر مبنای این واقعیت که اعضاء آن از طریق مبارزه برای رسیدن به قدرت با یکدیگر متحد شدند تعریف کرد. تئورسین و نظریه پردازان دیگری چون علی آقا بخشی در تعریف حزب نگاشته است ( سازمانی سیاسی که از همفکران و طرفداران یک آرمان تشکیل شده است و با داشتن تشکیلات منظم ، برنامه های سیاسی کوتاه مدت و درازمدت برای نیل به آرمانش از دیگر اشکال سازمان نظیر جبهه و گروه سیاسی مشخص میشود ) از جمله خواص مهم که از این تعریف مستخرج است " سازمان سیاسی همفکر ، هدف ، تشکیلات " می باشد. و دکتر عابدین بارز در تعریف حزب میگوید " شاید بتوان حزب سیاسی را گروهی از مردم دانست که تا حدودی متشکل شده و با شرکت و فعالیت در امور سیاسی قصد و نیت رسیدن به قدرت و حکومت را دارند تا از ان طریق بتوانند ایده آلها و هدفهای حزبی خودرا در جامعه تحقق بخشند " ·خصوصیتی را که عابدین به آن می افزاید رسیدن به قدرت و در نهایت قدرت را وسیله برای تحقق ارمانهایشان ساختن می باشد . هر چند این تعاریف تا اندازه  پرده از واقعیت و خصوصیات احزاب بر میدارد اما تعریف که بنظر می رسد جامع است و میشود در آن همه این تعاریف؛ به ازدیاد خصوصیات مهم دیگری حزب را دید ودر یک کلام میشود تعریف فراگیر نامید، تعریفیست  که دکتور علی شریعتی در پیرامون حزب ارائه نموده است . دکتور میگوید ( حزب در قاموس عمومی روشنفکران دنیا به طور کل عبارت از سازمان اجتماعی متشکل است دارای جهان بینی ، ائدئولوژی ، فلسفه تاریخ ، نظام اجتماعی ایده ال ، پایگاه طبقاتی ، جهت گیری طبقاتی، رهبری اجتماعی  ... ارمان که می خواهد وضع موجود را در انسان ، جامعه، ملت یا طبقه خاص تغییر دهد ووضع مطلوب را جانشین ان سازد)·                                  

و حال بنظر می رسد که ( مهم) آفتابی شده باشد وویژگیهای و خصوصیات حزب مشخص شده باشد ما از میان همه این خصوصیات بر شمرده شده توسط تعاریف ارائه شده باالا خص از تعریف آخیر از قبیل" اجتماعی بودن؛ طبقاتی، جهت گیری طبقاتی اهداف، تشکیلات منظم؛ آرمان؛ جهان بینی فلسفه تاریخ و غیره ..." بدست می آیند فقط به سه مشخصه ای که بنظر نویسنده، اهم بنظر می رسد و  با هداف مقاله هم در گیر است اشاره مختصر می نمایم.                                                    

1 خصوصیت اجتماعی: اجتماعی بودن حزب بدان معناست که حزب از نفس و متن جامعه و اجتماع بر می خیزد و مبین چالشها خواستها و ارزوهای جامعه است یعنی این افراد اجتماع اند؛ که بخواطر چالشها، خواستهاو نگرانیهای که از وضعیت حاکم شان دارند، دوری هم جمع شده و یکدست، برای غالب شدن به مشکلات فرارویشان و تحقق اهدافشان به مبارزه ای سیاسی می پردازند.                      

2 جهان بینی : دومین خصیصه اهم حزب داشتن جهان بینی مشخص و معین و متحد است بدین معنا، افرادیکه حس میکنند علایق؛ افکار و امال و مفکوره هایشان  باهم گره خورده اند ، با هم متحد میشوند، زمانی می توانند به این اتحاد گروهی شان و این مبارزه ای جمعی شان نام حزب را ببخشند  که دارای اید ئولوژی مشخص و جهان بینی معین  باشند و همه ای افراد آن باید حد اقل اختلاف؛ در ارائه تفسیر از موضوعات کلان محیطی ومنطقوی سیاسی وحتی دنیوی و دینی شان نداشته باشند و لب کلام همفکر و همزبان باشند.                     

3 هدفمند و نظامند : داشتن هدف ( چه هدفهای کلان حتی جهانی و چه هدفهای خورد محلی ) از پایه های اساسی حزب است و این اهداف مشترک ؛ که در واقع افراد متحد و متشکل شده در یک گروه را، بیشتر منسجم کرده و وا می دارد تا به طرح استراتژی و پالیسی معین در راستای رسیدن به هدفش ، بی پردازد،  که یکی از آن ، پالیسیها  و راه های رسیدن به قدرت؛ و بدست گرفتن قبضه اقتدار است تا با نشستن بر چوکی اقتدار؛ وضعیت مطلوب طبعش را، و ارمان و اهداف شان را در چامعه تحقق بخشند .                                             

بعد از اشکار شدن حزب و قرائت های مختلف و در نهایت صحیح آن، و به وضوح رسیدن مشخصات وویژگیهای حزب میخواهیم سئوال را طرح نمایم که آیا احزاب ( پیروجوان ) ما چقدر با این شرایط مانوس هستند؟  آیا احزاب ما بر خواسته از متن مردم و دارای اهداف مشخص و مفید حال مردم ما اند ؟                                 

بدبختانه اگر به گذشته نگاه بیندازیم، و سیری شکل گیری احزات و تغییرات و تحولات را، در محراق توجه قرار دهیم در می یابیم؛ احزاب که تا اکنون در کشور تشکیل شده و رو به افزایش اند، حد اقل از این خصوصیات را دارا نمی باشند. اولا بر خواسته از نفس اجتماع و مبین دردها، رنج ها ،شکنجه ها،  خواستها، نیازمندیها و ارزوهای مردم این سرزمین نیستند. و در کردار ورفتار و موضع گیریهای آنها نمی توان مشکل ، چالش و درد و دغدغه های ذهنی و عینی ملت و جامعه را دید، بلکه شکل گرفته بر اساس نیازهای شخصی  و تحقق اهداف بیگانگان است، ما در هر حزب صدای یک دست بیرونی را می بینیم. در ثانی احزابی که در کشور عرض اندام نموده اند،  فاقد پالیسی مشخص و استراتژی معین و هدف جمعی است .                                   

و تنها هدف شان رسیدن به قدرت بودند و هستند ، در صورت تحقق آن، کدام راهکاری دیگری نداشتند و یا حد اقل اگر داشتند با واقعیات عینی و ملموس جامعه ما تطابق نداشتند و ندارند، چنانچه تاریخ گذشته ما گواه بر این مطلبست و احزاب موجود امروز و دیروز بیشتر در جستجوی تحقق اهداف اربابان شان بودند و هستند . اگر به اتحادها و اتفاق ها و به شکل گیری، شوراها و جبهه های گذشته و حال که در کشور صورت گرفته و میگیرند دقت نظر به خرج دهیم و ببنیم که چطور احزابی، دست شان به خون یکدیگر آغشته اند باهم متحد میشوند و چون اهداف شخصی شان را در زیر سایه چنین کاری می بینند، و اینها بر وضاحت مهم مورد بحث می افزاید. اصلا دور از این همه دلایل و شواهد ملموس، همین تعدد احزاب در یک جامعه ای نا متجانس و پراکنده و کم نفوس چون افغانستان خود مبین بی هدفی بی اعتمادی و نداشتن هدف و ارمان مشخص و معین است. و همین ( نداشتن هدف مشخص ، جهان بینی مشابه ، عدم بر خواسته از نفس اجتماع ) بودند که مفهوم حزب را با اتخاذ سیاسیت های خشن؛ بهره برداریهای شوم و خیانت آمیز شان، در اذهان جامعه افغانی ما؛ وجه ای منفی بخشیدند .                                                

امروز با این فضاء باز، و اماده فعالیت که برای احزاب ما فراهم شده متا سفانه ما نه شاهد همدست شدن  رهبران سیاسی، روشنفکران وتحصیل کردگان خود هستیم؛ تا یکصدا شده و بجای تولد احزاب متعدد و با نشان دادن جسارت از خود مبنی بر دور انداختن نظریات شخص بینی و خود بینی ، برای خودشان هدف، و برای منافع جامعه شان،  خط قرمزی معین کنند، و نه شاهد فریاد بر ضد این وضعیت که شاهد ظهور احزاب جدید، و پراکنده تر شدن هر چه بیشتری نظریات و بوجود امدن پارادوکسی در راستای تعین سرمشق و هدف و تشخیص نیازمندیهای جامعه خود هستیم، که اسفناک است و تداوم این وضعیت به قیمت نابودی منافع ما در نهایت خودما تمام خواهند شد .         

بنا بر این ما بعنوان کسیکه از تداوم وضعیت موجود احزاب و فضاء سیاسی ترسی داریم به روشنفکران، سیاستمداران و پالیسی سازان کشور اولا برای زدودن گردو غبارهای  منفی و غلط که از مفهوم حزب بر آذهان مردم نشسته است و ثانیا جهت بهبودی وضعیت کشور خود و جلوگیری از سیری قهقرای هر چه بیشتر کشور، جامعه و ملت خود نکات آتی را پشنهاد میکنم:                     

1 بیاید حذب تشکیل بدهید، که در آن صداهای ملت،  دغدغه های جامعه شنیده شود و هدف تنها رسیدن به قدرت نباشد.                               

2 از طریق حزب برای رسیدن به قدرت بکوشیم اما قدرت را تنها هدف، قرار ندهیم و بلکه رسیدن به قدرت پله ای باشد و یا جای باشد برای تحقق بخشیدن اهداف و ارمانهای مشروع خود و جامعه ما.                                                       

3 برای جامعه، ملت و خود، هدفی را جستجو نمایم و برای آن مرزی بشناسیم، باهم متحدانه به آن مرز پابند باشیم و از ان دفاع نمایم.                        

4 برای تحقق همه این اهداف نخست باید ذهنیت منفی که از احزاب در اذهان باقیست ، از بین برده شود و این مهم صورت نمیگرد مگر بیشتر از آنجه که جهت بوجود آمدن این حس منفی، پرداخته شده از دست داده شود،  در نهایت من و تو و آنان و جمله کسانی که از جنگ ها گذشته زخمی  و از برادرکشی های پشین دردی و از بی اتفاقی ها و سئواستفاده های جسور، عقده و در نهایت با جمع زخم و دردو عقده پندی گرفتیم بیایم از این فرصت بدستآامده درراستای بهبودی زخم ها و دردها و عقده ها استفاده نمایم تا  بار دیگر از همین سوراخها گزیده نشویم.                                [1]

 



· ر.ک جامعه شناسی سیاسی – دکتر عابدین بارز ص  347

· همان ص 349

· ر.ک تاریخ شناسنامه احزاب و جریانات سیاسی ص  21

· همان ص 35

 

· فرهنگ عمید

· ر.ک مقدمه ای بر جامعه شناسی سیاسی __ دکتر عابدین بارز ص 353

· همان ص   348

· ر.ک شیعه  دکتر علی شریعتی  ص  117

[1]

  نظرات ()
بودجه ای سال 88 نویسنده: محمد توحیدی - ۱۳۸٧/۱٢/٦

           انکشاف متوازن؛ مساوات و برابری از جمله شعارهای حکومت آقای کرزی است و بهانه حضوری جامعه جهانی در کشور نیز همین ها اند، اما هر چه مظلومتر، لاغرترو نحیف تر معلوم میشود؛ همین ها اند. اگر به ساختار نظام نگاه کنیم؛ اگر به کمک ها و پروگرامهای بازسازی دولت نظری اندازیم، چیزیرا که فراموش میکنیم؛ همین مساوات، مشارکت ملی و انکشاف متوازن است. که سروصدایش؛ گوشهای ما را کر کرده است.اما چیزی بدتر اینکه دغدغه های سهمگین؛ هموطنان ما خارجیها را نیز مسموم نموده اند. و گویا دارد لگد بر سری این کلمات، میگزارند. امروز شاید طرح این پرسش تعجب اور باشد که بگویم آیا ساختار قدرت سیاسی کشور دارای بافت ملی است. و یا اینکه بگویم در باسازیها میشود؛ انکشاف متوازن را دید. یا قانون برهمه شهروندان یکسان تطبیق میشوند. چونکه اینها از مسائل اند که چگونگی شان باری همه افتابی شده اند، زیرا همه آنانی که بصیرت و بینای دارند این نا همگونیها و نا متوازینیها را می بینند؛ و میدانند که انکشاف متوازن و مساوات این نیست که یک ولایت "PRT "  و تیم باسازی ولایتی داشته باشند و یک ولایت نداشته باشند و همچنان از این همه کمک هایکه به حساب همه این ملت سرازیر میشوند محروم گردد.

       بر همه گان آفتابی است که ولایت دایکندی سر بر خواسته از خاکستری چوب های مثمریکه بر اثر شعله های تعصب؛ کوردلی، تحجر و قرون وسطی؛ سوخته است.قد علم کرده ووارث ملیون ها زحمت کش است که به جرم انسان بودن و صادق بودن کارد را به گلو تحمل کردند و از این جهان بیرون تافتند و یا تبعید به کشورهای شدند و یا محصورو زوناله در کوه های مرکزی شدند. آنچه که از وزش بادهای سیاسی کشور میشود درکی زد، مصداق این ضرب المثلها ( خر، همان خر است فقط پالانش عوض شد ) ؛ ( همان آش، است و همان کاسه) و در نهایت ( همان خرک است و همان درک) اند!!  دایکندی  دیگر هیچ انتظار آفتاب حقیقت را نکشد؛ هیچ صدای آزادی را نشنوند، هیچ دل به قول انکشاف متوازن نبندند!! و هیچ به امید مساوات و قانون مساوی، صدای مساوات و قانونیت را نعره نکشد!! بلکه همانطوریکه تاریخ در گذشته وقتکه به این سرزمین می رسیدند، سکوت و بودند و بس!!!  باید به دل آب یخ زد و دانیست و فهمید که فقط رنگ، لباس، و پوسته عوض شده نه حقیقت، ماهیت و ذات. وکلای این ولایت بمثل اینکه فهمیدند!! و دانستند !! که نمیشود کاری از پیش برد. چون در مقابل بودجه سال88 که در آن از جمله یکملیاردو یکصدوهفده ملیون دالر بودجه انکشافی هیچ سهمی به ولایت دایکندی اختصاص داده نشده اند، سکوت کردند و سکوت!! و عجیب تر از ان سکوت والی و وکلای این ولایت در برابر "فعال نشدن تیم بازسازی ولایتی " است  که هنوز این ولایت فاقد این تیم اند. اما واکنش سکوت است!! حتما اینها هم مثل دل به دل خود بستند و پنبه بگوش، دست به دهان و چشم بخواب زدند!!! تا هیچ نبینند و نشنوند و نگویندو در پایان میخواهم بگویم که آهای وکیل " حق گرفتنی است نه دادنی"  

  نظرات ()
به جای کارگران؛ ملاها را اخراج کنید! نویسنده: محمد توحیدی - ۱۳۸٧/۱٢/٢

 

       اخراج کارگران، زحمت کشان؛ آبادکنندگان ایران زمین؛ و آنهایکه شب و روز به مانند یک برده و غلام؛ کار میکنند. و با خستگی آشنای ندارند! و آنهایکه سنگ زیرین آسیاب جامعه اند، و اخراج آنهایکه در زمان جنگ ایران و عراق، به کمک برادران خود شتافت و از خونش گذشت، زندگی را حرام کرد، امروز که ایران به پا ایستاده و در مقابل ابر قدرتها مثل " خروس نو بنگی " شور و هلهله ای براه انداخته اند، تبدیل به یک مسئله عادی شده است. سفر کریم خلیلی معاون دوم رئیس جمهوربه ایران، جوانه های امید را به پشانه ای قات خورده ای مهاجرین کاشته بوده اما افسوس که این خیالی از آب در امد. نه اخراج؛ متوقف شد و نه دانش آموزان ره به مکاتب گشودند. این هرچند ما را آزاریست، اما حرفی نشاید!  انچه که میخواهم بگویم مسئله ای است مهم؛ اما مکتوم. مهم از انجاست که که برای افغانها؛ با ارزش است؛ مورد نیاز افغانها است؛ احساس اهمیت آنها هرروز بیشتر و بیشتر میشوند. نیازمندی به آنها با قدرت زمان ضروری تر میشوند. اما مکتوم از آنجاست که کسی متوجه این مسئله نشده و یا نخواسته که این مسئله مطرح شوند. چون بر آمدن از مکتومیت شاید نقل و قول های بسیار؛ بطلبد؛ که آنوقت دیگر پله ای ترازو به نفع شان سنگینی نخواهند کرد. این مهم مورد نظر طلاب افغانی اند که در حوزه های علمیه ایران بالاخص درشهرهای قم و مشهد؛ مشغول تلمذ و تحصیل اند. و به این فرموده پیامبر که فرموده " زگهواره تا گور دانش بجوی " تحقق عملی بخشیده و آنچه که از این گفته ای بسیار پر بار اما دشوار فهم  فهمیده جامه ای عمل پوشانیده اند. از وقت که چشم باز کرده قدرت تشخیص سیاه و سفید را احساس کرده به کنج اتاق، حوزات علمیه خزیده؛ خوابیده؛ درس خوانده درس خواند دانش جوییده .....جوییده.... تا که ملک الموت به دیدن وی شتافته؛  و از این جهان در همان کنج اتاق مقدس طلبه گی ، رخت سفر بسته. و همه آن دانش و علمیکه فرا گرفته با خودش بگور برده؛ بی خبر از آنکه؛ کسانی چشم انتظارند که بیایند؛ از دین و دنیا با خبر سازند. حق هم دارند که منتظر باشند؛ چون خداوند متعال در قران کریم در ضمن این آیه نفر واضیح کرده است که باید از هر فرقه ای طائفه ای برای تفقه در دین کوچ، کنند و هنگام بر گشت قومش را، از حقایق آگاه سازد. اما آن ملا بی خبر از اینکه دانش تنها در حوزه علمیه نیست؛ بلکه انجا تنها کلاس درس است؛ و لابراتوارش محیط جامعه است؛ مادر علم در بطن، جامعه و در عمق گره های مشکلات جامعه نهفته است. قمری باید؛ که فرموده " تجربه مادر علم است " امروز ما بیش از چندین هزار عالم و حجت الاسلام داریم؛ و این در حالیست که در جامعه سطح دانش و فرهنگ مردم زیری صفر است. اما چه باید کرد که علمای ما ز گهواره تا گور دانش میجویند !!!  از مطلب اصلی دور نشویم؛ این مسئله امروز مکتوم و پوشیده و بکر باقی ماندند؛ متاشفانه ما( افغانها ) هم نخواستیم بخواطری منافغ شخصی خود مبنی براینکه ( خری خودرا از آب خشک بیرون کنم ) راحت باشم؛ و حرفی بمن نزنند؛ مهرو لاک دهن خودرا؛ بشکنیم و لب به سخن پرده گشای؛ بگشایم . فکر میشود که ایرانیها؛ از این مسئله آگاه اند. و این مسئله را مطرح نمیکنند؛ چون اخراج ملاها؛ شاید مشکلات را برای آنها ایجاد کنند. بخواطریکه اگر ان همه طلاب اقغانی اگر از ایران اخراج شوند انها رفته برای خود مرکزی خواهند ساخت؛ و برای خود حساب و کتابی؛ خواهند ساخت. و آنوقت دیگر به فرمان ایرانیها تمایل نخواهند داشت؛ و به سازی آنها نخوهند رقصید. لهذا آنها وارد این مسئله نمیشوند. اما می آیند کار گران بد بخت که به قیمت جانش و با هزاران ترس و لرز؛ به ایران و به دنبال گمشده ای لقمه نان خود می روند؛ آنها را اخراج میکنند. و میگویند که افغانستان دولت دارند و زمینه کار فراهم است . اما در فسمت سر نوشت آفغانها و طلاب که سالهای سال در حوزه ماندند؛ نه مجتهد گذاشتند شوند!! سکوت کرده اند؛ گویا که امروز هم مذهب شیعه رسمیت نیافته و زمینه کار و فعالیت فراهم نیست!! و یا اینکه مردم افغانستان نیاز به عالم و دانشمند ندارند!!! آنها بخوبی میدانند که کار گران افغانی نمیتوانند؛ اشک گرسنگی فرزندان شان را که در کویر خون آلود گونه های اطفالشان غیب میزنند؛ تحمل کنند و مجبور اند که دوباره  راه ایران را پیش بگیرند. و از طریق اخراج کار گران افغانی ایرانیها دو هدف ( فشار وارد نمودن به مسئولین افغان و گرفتن امتیازات؛ از سازمان ملل و مهمتر ازاین برگشت دوباره کارگران با پرداخت بیش از پنجاه هزار افغانی ) دنبال میکنند. .و آنچه که میخواهم بعنوان جان کلام بگویم اینست که " آهای ملاهای قدرتمند ماب ایرانی  اگر شیعه راستین هستید!! و پیرو واقعی اید!! بجای کار گرانیکه از شدت کار دستهای شان ابله زدند؛ علمای را اخرج نمایید که از شدت خواب و تعکف و تمرکز ؛ تمام جانشان را آبله زده اند. و آنهای را اخراج نماید که حوزات علمیه را مرکز برای زندگی شان انتخاب کردند. و برای افغانها و افغانیها و آنانیکه شاید با خواندن این مطلب غضبی بر من روا بدارند؛ میگویم؛ حقیقت را مگوئی اما کمی فکر کن؛ اما نه فکر؛ از انجایگاه که خود داری!! بلکه از جایگاه یک افغان و از محیط افغانی فکر کن!!!

  نظرات ()
مطالب اخیر سهمیه بندی دانش در افغانستان اظهار نگرانی فعالان مدنی دایکندی از وضعیت امنیتی! روایتی از اعتصاب دانشجویان کابل! شفق والی جدید دایکندی وارد نیلی شد! کیتی و کجران در محاصره اقتصادی! نگاهی به فعالیت های فعالان مدنی دایکندی! ابامای سیاه در کاخ سفید ورکشاب آموزشی گذار از منازعه در ولایت دایکندی وضعیت امنیتی دایکندی نوروزی
کلمات کلیدی وبلاگ علما در خدمت کسب رای و مشروعیت (۱) از صفر تا صفر (۱) دو قتل و یک سرقت در دایکندی (۱) سفر به اقیانوس سکوت ( دایکندی ) (۱) انتخابات و تقابل روسیه و امریکا (۱) باز شدن مرز ایران بروی افغانها (۱) بازنده اصلی انتخابات کیست؟ (۱) محصلین پوهنتون هرات تظاهرات میکنند! (۱) یک نامه از یک روزی (۱) دلخط (۱) گل سرخ (۱) تیمارستان بشر! (۱) آیا زندگی بی حیاست؟! (۱) عصیان! (۱) مبارزه علیه فساد چگونه؟ (۱) قوم تکانی پارلمان افغانستان! (۱) سیره تبلیغی پیامبر( ص ) (۱) سیره سیاسی پیامبراکرم ( ص ) (۱) برگزاری همایش از طرف جامعه المصطفی (۱) آنسوی رخصتی (۱) بهسود لکه ننک! اما برای رهبران هزاره (۱) اگر بیخواهی کور شوی، میشوی! (۱) گزارش گونه ای از لیسه تمران (۱) آهی زدل (۱) شاگردان در دایکندی شامل مکتب ابدیت شدند! (۱) آنها رقابت میکنند؛ (۱) هزاره ها و تحولات سیاسی (۱) مزاری و گفتمان دولت مدرن (۱) لوی جرگه نماد از تهجر! (۱) جشن فراغت (۱) شفق والی جدید دایکندی وارد نیلی شد! (۱) سهمیه بندی دانش در افغانستان (۱) سهمیه بندی تحصیلات عالی (۱) دانش و علم در افغانستان (۱) اظهار نگرانی فعالان مدنی دایکندی از وضعیت امنیتی! (۱) روایتی از اعتصاب دانشجویان کابل! (۱) کیتی و کجران در محاصره اقتصادی! (۱) نگاهی به فعالیت های فعالان مدنی دایکندی! (۱) وضعیت امنیتی دایکندی (۱) جنگ های فرقه ای در افغانستان (۱) مروری برمهمترین کنفرانسهای گذشته (۱) بن دوم، بیم ها و امیدها! (۱) مردن به حقیقت رسیدن است! (۱) رئیس مجلس نمایندگان افغانستان انتخاب شد (۱)
دوستان من تمران آيندگان ساعت13 نوبت ما يادداشت هاي من هزاره پيوند دوشنبه ها kohibuland محصل قلم من من و اینه بشارت شبکه افغانستان قلب آسیا مطالعات افغانستان دانشگاه امیر کبیر دانشگاه بو علی سینا دانشگاه پیام نور دانشگاه آکسفورد خبر گزاری مهر سایت پوهنتون کابل نستوه کاکه تیغون کاکه تیغون حسن زاده گلنار و آیینه زهرا حسین زاده سیاست پلاستیکی غزل نو ابوطالب مظفری دختر افغانستان و دنیای تنهایی او... محمد حسین فیاض فاطمه فیضی صالحی اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب