تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ محمد توحیدی
آرشیو وبلاگ
      توتم من (مينويسد چون نوبت اوست! از حقوق/ اجتماع)
مزاری و گفتمان دولت مدرن نویسنده: محمد توحیدی - ۱۳۸٩/۱٢/٩

  نظرات ()
ساطوری بر تابوی تعصب( رئیس مجلس نمایندگان افغانستان انتخاب شد) نویسنده: محمد توحیدی - ۱۳۸٩/۱٢/۸
 مجلس نمایندگان افغانستان

بعد از حدود یک ماه جنجال و مشاجره های تند امروز مجلس نمایندگان در یک رای گیری علنی اقای ابراهیمی یکی از وکلای ازبک را به حیث ریس انتخاب نمودند در این جلسه، یکصد و هفتاد و سه نفر حاضر بودند و از این جمع، تنها چهار نفر به انتخاب آقای ابراهیمی رای مخالف دادند. این بزرگترین کرسی است که در تاریخ افغانستان به یکی از اقلیت ها رسیده است. این چانس طلای زمانی برای ازبک ها فراهم شد که سه قوم بزرگ دیگر( هزاره ها، پشتون، تاجیک ) نتوانستند به یک تصمیم جدی برسند، این انتخاب بر اساس یک توافق سیاسی حاصل شده است، حالا باید منتظر بود که در روزهای آینده مجلس چگونه به مشکلات رسیدگی خواهند کرد؛ علی الخصوص انتخاب معاون ومنشی ها، به هرصورت این انتخاب ساطور بود که تابوی تعصب را شکستاند و به اقلیت ها امیدی تازه بخشید.

 

  نظرات ()
هزاره ها و تحولات سیاسی نویسنده: محمد توحیدی - ۱۳۸٩/۱٢/٥

هزاره ها یکی از اقوام بزرگ افغانستان است، که احتمالا دومین قوم بزرگ بعد از پشتون، تاریخ افغانستان سرشار از مظلومیت و محکومیت این قوم است، هر  حکومت که درین سرزمین، سایه قدرت داشته، زخمی به بدنه این کتله وارد ساخته است. حیات، یکی از حقوق طبیعی انسان است، حق که در جهان نیاز به ثبوت و ضرورت برای اندیشه ندارد، چیزیکه در سرنوشت این قبیله مملو از مبارزات بوده، جنگ و تکاپو برای، حصول و تثبیت آن، چه برسد به شرکت در قدرت و فعالیت های سیاسی. فاحش ترین ضربه در قطعه زمانی ( 1880   1901 ) به پیکره جامعه آنها وارد گردید. ضربت که توسط خون آشام تاریخ جلاد زمانه، عبدالرحمن مستبد بوقوع پیوست. بعد از این، فاجعه ای دیگری در متن کابل، توسط گرگ زاده  های دیگری آفریده شدند، فاجعه ایکه برای وقوعش، بیش از چهار هزار خانه به ویرانه، هفتصد تن نفس کش، به شکل وحشی اش سربریده شدند و در میان آواره ها و در درون شعله های آتش و دود، همه را به غم واگذاشتند، در دوره ای سیاه طلبه ها، به دو راهی رسیدند، سنی شوند و یا بجنگند تا نابود شوند.

تاریخ پر از مرثیه، مملو از نوحه سرای و سرشار از آهنگ غم و اندوه که از حلقوم های بریده و سرهای جداشده با خون کودگان به ثبت رسیده است، تاریخیکه، باید خواند و با گریه خواند، با اشکی از آب نه، بلکه با قطرات از خون، همراهی کرد. اما طبیعت تاریخ، جهان و کره هستی مبین این واقعیت است که به همه چانس و فرصت برای بروز استعداد ها، پاره نمودن زنجیرهای اسارت و استبداد، فرصت برای تجدید حیات می دهد، سرنوشت هر چه شوم و شوکه آور باشد، دارای اوج و حضیض است، ملت های بیدار مترصد اند، از اندک منفذ نفس عمیق میکشند، اکنون در افغانستان، تاریخ به چنین مرز رسیده است، زمینه ای برای دریدن پرده های جهالت و شکستن حصارهای اسارت و استبداد، پرواز به آن سوی تعصب و مهمتر، فرصت برای تثبیت هویت و جایگاه علی الخصوص موقعیت سیاسی، اگر از این موقعیت های پیش آمده نهایت استفاده نشود، هرگز ملتی از خاکستر غم رهای نیافته و به چوکی حیات نخواهد نشست.

هزاره ها در این دوره جدید فرصت های خوبی داشتند و اکنون دارند، اما اینکه چه اندازه توانستند، مفهوم شکل گرفته ای سیاسی شان را به جایگاهی که شایسته و بایسته اش است نزدیک سازد؟ قابل بحث است و مورد تامل، در چهار حرکت سیاسی مهمیکه در کشور بوقوع پیوسته، اگر دقیق شویم به این مهم دست خواهیم یافت. چهار واقعه مهم ( انتخابات ریاست جمهوری84 – پارلمانی 85—ریاست جمهوری 88—و پارلمانی 89 )

با یک نگاه در می یابیم که هزاره ها دارای فعالیت های خوبی بوده، توانستند، کوله بارشان، را از میان ویرانه ها بیابند، و برایشان حد اقل آشیانه تعمیر دارند، اما آیا آنچه که باید انجام میدادند، دادند؟ به آنچه که باید می رسیدند، رسیدند؟ اکنون به کدام طرف روان است؟

این قطعی است که تک صدای، فردفردی و تنهائی در جهان پر از صدا و مملو از فریاد، نه کسی به داد می رسند و نه هم شنیده میشود، فقط فریادهای به واقعیت می رسد و نداهای تحقق می یابد، که از طرف کتله ای به شکل یک دست رها شده باشد، اگر به جریانهای سیاسی فعال، نظری انداخته شود، رشته ای این موج ها بسوی گسستگی است تا پیوستگی، بطرف های متعدد و مخالف تا جهت واحد. و این برای یک قوم سرمنشا زوال است، آن هم قومیکه در زوال بوده، آغاز مرگ دوباره شان است.

آنچه که همه باید بدانند اینست که در زیر چترواحد است که حیات سیاسی بدست می آید و در موضع متمرکز است که قدرت حصول می یابد، اگر چنین نشود، انسانهای دیروز هنوز زنده اند، هیچ چیزی تغییر نکرده، شخصیت ها متحول نشده، چیزیکه دستخوش دگرگونی شده ظواهر است، نمونه عینی اش را در  جلسه روز چارشنبه ولسی جرگه از زبان خانم نیازی شنیدیم، چگونه وی شدید الحن سخن میگفت، این زبان، زبان نیازی نبود، ناله تاریخ بود، غرش تاریخ که به حسب ضرورت به شکل ناله نجوا شد، اینست که باید هشیار بود و با حلوی و حلوی گویها هیچ دهنی شیرین نشده است، دوباره میدان هویت زدایی و حذف قومی شروع خواهند شد. مبادا در متن واقعات امروز، بزرگان ما مشغول شوند و از واقعیت عینی و ملموس بیگانه شوند. حصول پیشرفت کنونی خوب است اما کافی نیست، آنهم زمانی خوب است که ما را بیشتر متحد نمایند نه متفرق.

  نظرات ()
آنها رقابت میکنند؛ شما استفاده نمایید! نویسنده: محمد توحیدی - ۱۳۸٩/۱٢/٥

آیزن هاور یکی از روسای جمهور امریکابود، وی گفته بود که جنگ جهانی سوم متمایز از دو جنگ اول و دوم است، زیرا این جنگ نه بخواطر تسخیر" خاک " بل برای نفوذ در " اذهان " و بدست آوردن دل و دماغ ملل ها صورت بوقوع خواهد پیوست. این جنگ همین اکنون شروع شده است و ما در حال یک جنگ برای تسخیر اذهان به سر می بریم.

راستی که چنین است، امروز با مشاهده جریانات در گوشه و کنار، انگشت راستی را بسویش نشانه می رویم کشورهای جهان، علی الخصوص آنانکه خیال رهبری جهان را دارند، به شدت مبادرت به این امر می می ورزند و به فعالیت های نرم می پردازند. حرکت های نرمیکه ملت ها را از قلب و درون متحول ساخته، از خود میسازد، به اندازه ایکه انسان ها خودشان به شکل اتوماتیک، به عمل می پردازند، که به مذاق منافع شان خوش آیند.

افغانستان کشوریست که در مسیر تاریخ مرقوم، نبردگاه فزیکی بوده میان قدرتمندان جهان و منطقه و طعمه ای بوده افتیده در کاسه ای وامانده در میدان رقابت، و اکنون نیز چنین است، کشورهای جهان در این جا آمده اند، و ما شاهد فعالیت های نرم و زیر پرده ای آنان هستیم، فعالیت هایکه میتواند برای رشد و شکوفایی ملت ما و ترقی کشور ما موثر و مهم تلقی شود. اما نه به این ساده گی. این کار و این چنین استفاده اولاٌ ملت بیدار میخواهد و مسولین مدبر و روشنفکران روشنفکر! چیزیکه ما از آن بیچاره ایم.

شهر هرات یکی از شهر های مهم افغانستان است، شهری فرهنگی و تجارتی، شهری با مردمان، چرب زبان و خوش برخوردو خوش روی، اما با اندیشه های ککرک و : مردمک چشمی : شهریکه امروز شاهد ظهور فعالیت های مختلف با منافع متفاوت و منشا متغییر و چه بسا در اکثر موارد متضاد، است. از حریانات وهابی و سعودی و مصری تا فعالیت های فرهنگی ایران و امریکا. سخن گفتن در باب نخست باشد برای بعدها. اما حدیث در باره ای دومی است، حرکت هایکه میتوانند برای به ساحل رساندن کشتی طوفانزده ما، ممد واقع شود. اما به شرطیکه درست و با تدبیر مورد استفاده  قرار گیرد، " مرکز آموزشی لنکن " از امریکایها و بخش فرهنگی سرکنسولگری ایران بویژه " مرکز انترنت و کتابخانه دیجیتال سنائی غزنوی " ایرانیها از جمله مراکز فعال رسمی این دو کشور است، دو کشوریکه عملا در حال جنگ نرم به سر می برند، این دو مرکز گذشته از سیاست های که در قبال دارد، امکانات خوبی را برای جوانان ما ارائه میدارند، محصولات فرهنگی از قبیل کتاب و خدمات آموزشی و فراهم نمودن دسترسی به اینترنت.

مرکز آموزشی لنکن و کتابخانه دیجیتال سنائی غزنوی ایرانیها، فعالیت های گسترده ای دیگری نیز دارند ازقبیل برگزاری مسابقات علمی و فرهنگی، مهم هایکه برای رشد و شکوفائی جوانان ما با اهمیت است، چیزیکه به گفته دوستم برای ما مفید است، ما چه کنیم که آنها با هم رقابت میکنند، مهم اینست که ما استفاده نماییم.

اما رویکرد بروز داده شده در متون بالا، شاید به نظر عده ی خیلی خوشبینانه باشد و نزدیک به گناه و دور از حقیقت. زیرا غذای لذیذ و گوارا زمانی انسان را نیرو و قدرت به همراه  مزه می بخشد که مسموم نباشد، غذا وقتکه لذیذ و مسموم، انسان را نه تنها که صحت نمی دهد، او را الینه می سازد و مسخ میکند. اما میشود، درین میان بد و بد تر نمود، در صورت ناگزیری، گریز نکنیم. بل بد را بپذیریم که شاید اولی اول باشد، و کمی نزدیک به صحی.

به هرچه صورت، آنچه مهم است و با اهمیت نفرت ها فریاد شده ای کشورها در مقابل هم نیست، برای ملت رنجیده ما و جوانان پرشور و چشم مانده به کار و فعالیت و نوجوانان بشاش و خیره شده به لقمه ای نان، این شاید مهم باشد که فضا باشد، تا سکوی برای پرتاب میسازد و بسوی تعالی و پیشرفت به پرواز آید.

چیزیکه از درون فعالیت های تیره تار میشود دریافت،  اما بگذار انان رقابت نمایند و ما باید استفاده نمایند نه از بدتر بلکه از بد، بررسی مکمل فعالیت های نرم بعدا در این وبلاگ به نشر خواهد رسید.

  نظرات ()
مطالب اخیر سهمیه بندی دانش در افغانستان اظهار نگرانی فعالان مدنی دایکندی از وضعیت امنیتی! روایتی از اعتصاب دانشجویان کابل! شفق والی جدید دایکندی وارد نیلی شد! کیتی و کجران در محاصره اقتصادی! نگاهی به فعالیت های فعالان مدنی دایکندی! ابامای سیاه در کاخ سفید ورکشاب آموزشی گذار از منازعه در ولایت دایکندی وضعیت امنیتی دایکندی نوروزی
کلمات کلیدی وبلاگ علما در خدمت کسب رای و مشروعیت (۱) از صفر تا صفر (۱) دو قتل و یک سرقت در دایکندی (۱) سفر به اقیانوس سکوت ( دایکندی ) (۱) انتخابات و تقابل روسیه و امریکا (۱) باز شدن مرز ایران بروی افغانها (۱) بازنده اصلی انتخابات کیست؟ (۱) محصلین پوهنتون هرات تظاهرات میکنند! (۱) یک نامه از یک روزی (۱) دلخط (۱) گل سرخ (۱) تیمارستان بشر! (۱) آیا زندگی بی حیاست؟! (۱) عصیان! (۱) مبارزه علیه فساد چگونه؟ (۱) قوم تکانی پارلمان افغانستان! (۱) سیره تبلیغی پیامبر( ص ) (۱) سیره سیاسی پیامبراکرم ( ص ) (۱) برگزاری همایش از طرف جامعه المصطفی (۱) آنسوی رخصتی (۱) بهسود لکه ننک! اما برای رهبران هزاره (۱) اگر بیخواهی کور شوی، میشوی! (۱) گزارش گونه ای از لیسه تمران (۱) آهی زدل (۱) شاگردان در دایکندی شامل مکتب ابدیت شدند! (۱) آنها رقابت میکنند؛ (۱) هزاره ها و تحولات سیاسی (۱) مزاری و گفتمان دولت مدرن (۱) لوی جرگه نماد از تهجر! (۱) جشن فراغت (۱) شفق والی جدید دایکندی وارد نیلی شد! (۱) سهمیه بندی دانش در افغانستان (۱) سهمیه بندی تحصیلات عالی (۱) دانش و علم در افغانستان (۱) اظهار نگرانی فعالان مدنی دایکندی از وضعیت امنیتی! (۱) روایتی از اعتصاب دانشجویان کابل! (۱) کیتی و کجران در محاصره اقتصادی! (۱) نگاهی به فعالیت های فعالان مدنی دایکندی! (۱) وضعیت امنیتی دایکندی (۱) جنگ های فرقه ای در افغانستان (۱) مروری برمهمترین کنفرانسهای گذشته (۱) بن دوم، بیم ها و امیدها! (۱) مردن به حقیقت رسیدن است! (۱) رئیس مجلس نمایندگان افغانستان انتخاب شد (۱)
دوستان من تمران آيندگان ساعت13 نوبت ما يادداشت هاي من هزاره پيوند دوشنبه ها kohibuland محصل قلم من من و اینه بشارت شبکه افغانستان قلب آسیا مطالعات افغانستان دانشگاه امیر کبیر دانشگاه بو علی سینا دانشگاه پیام نور دانشگاه آکسفورد خبر گزاری مهر سایت پوهنتون کابل نستوه کاکه تیغون کاکه تیغون حسن زاده گلنار و آیینه زهرا حسین زاده سیاست پلاستیکی غزل نو ابوطالب مظفری دختر افغانستان و دنیای تنهایی او... محمد حسین فیاض فاطمه فیضی صالحی اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب