تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ محمد توحیدی
آرشیو وبلاگ
      توتم من (مينويسد چون نوبت اوست! از حقوق/ اجتماع)
جنگ های فرقه ای در افغانستان نویسنده: محمد توحیدی - ۱۳٩٠/٩/٢٦

مقدمه

حمله ای انتحاری در میان هزاران تن از عزارداران در روز عاشورای حسینی در شهر کابل و حملات نافرجام در ولایات بلخ و قندهار، به یک باره اذهان را از " بن دوم " به " بنیادگرایی دینی " و " فرقه زدایی " داخلی متوجه ساخت. در ظاهر امر این حمله یک کشتار عام یک فرقه و نابود کردن تمام عیار یک قشرخاص است. اما در متن و درون این قتل عام، ناخوانده های بسیاری را میتوان خواند، که در مسیر طولانی تاریخ کشور ما نضج گرفته و به اشکال گوناگون در امتداد تاریخ نمایان شده است. امروزه می رود تا این دست اورد مهم و پیروزی لشکر پیاده نظام و گمنام را با پوشش جدید خنثی نموده و از شگفتن بیشتر جلوگیری نمایند. این انتحار، انفجار از سوالات را در اذهان همه به وجود اورده است، آیا ما از نبرد گروهی به نبرد فرقه ای نزدیگ میشویم؟ آیا پاکستان این بار روش به گیرو گرفتن ملت افغانستان را اینطور انتخاب کرده است؟ آیا وهابیت این بار در این سرزمین میخواهد به مسیر شومش ادامه دهد؟ آیا نیمتوان به کشورهای غربی بد گمان شد؟  پرسش هایکه بی جواب و با جواب، همه مبین به صدا در آمدن زنگ بیدار باش است، زنگ آگاهی بخشی که در گوش خفته ای خفتگان جامعه ای ما به صدا در آمده تا از لبریزی کاسه صبر کور دلان و تنک بینان جامعه انسانی ما خبر دهد. افغانستان شاهد انتحار های متعدد بوده است، اما این انتحار صدای دیگری و نوایی متفاوت داشت، که باید مورد بررسی قرار گیرد، اما قبل از بررسی این موضوع و واضح نمودن پیامدهای این کشتار یک نگاه به گذشته چنین حملات در کشور افغانستان انداخته تا مشخص شود که چنین حملات از چه زمینه های تاریخی برخوردار است.

بخش اول: زمینه های تاریخی فرقه گرایی در افغانستان

برای تبیین مسئله نیاز است تا اشاره کوتاه به ترکیب قومی و فرقه ای جامعه افغانستانی نمایم و آنگاه مهم را با عمق بیشتر مورد تعقیب قرار دهیم.

  1. 1.    ترکیب اجتماعی افغانستان

افغانستان کشوریست کثیرالقوم و تا حدود  کثیرالفرقه، تعدد اقوام و تنوع فرقه مسئله است طبعی و امر عادی اجتماعی. اما برای کشور ما مسئله ساز!  تنها در قانون اساسی ما نام بیش از چهارده قوم ذکر شده است. و حد اقل دو مذهب بزرگ دین اسلام رسمیت دارد. هرچند اجتماع کشور ما مرکب از مذاهب متعدد اسلامی است، اما در طول تاریخ تنها یک مذهب ( مذهب حنفی ) مذهب رسمی و حکومتی بوده و پیروان سایر مذاهب همانطوریکه رسمی نبودند به خاطر همین عقیده اش مورد زجر و شکنجه قرار میگرفتند. در نتیجه چنین فشارهای اجتماعی، سیاسی و در اغلب مواقع فزیکی تاریخ جامعه ما شاهد  کتمان، تقیه و چه بسا تغییر مذهب بوده است. روح حاکم ناشی از چنین ذهنیت خشک فرقه خواهی تمام عیار، هیجگونه ناله و صدای مخالف و حق خواهی را بر نمی تابید و با عصبیت خشن و ایجاد وحشت قبرستانی پاسخ میگفت. در زمان اما ن الله خان، که حد اقل فضای برای تنفس دیگر فرقه ها میسر شده بود، یکی از اخرین تلاشها برای رسمیت مذهب تشیع در جرگه توسط « ملا فیض محمد کاتب » پدر تاریخ افغانستان مطرح شد، اما قلب تنک قبیله و عقیده خشک فرقه غالب از این درخواست به خشم آمد و اما ن الله را مجبور نمود تا شبانه کاتب را به محله اش بفرستد تا خشم ناشی از جهالت را فرو کوبد. به هرحال جامعه افغانستان از چهار قوم بزرگ و اقوام کوچکتری دیگر وبا پیروان اکثریت سنی و اقلیت 30 درصدی شیعه تشکیل شده است.

  1. 2.    پشینه ای جنگ فرقه ای در افغانستان

 همانطوریکه در بالا ذکر گردیده افغانستان از اقوام و مذاهب متعدد و گوناگون ترکیب یافته است، اما این تعدد فرقه ها، به اندازه ای که در کشور همسایه ما بغرنج و مسئله ساز بوده نبوده است. اگر کینه های وجود داشته بیشتر در قالب های دیگر تبارز یافته و یا به یک مشاجره و زدو خورد مقطعی خاتمه یافته و شکل خطرناک را به خود نگرفته است. انچه که از اوضاع حاکم گذشته بدست می اید اینست که مذاهب غیر رسمی بالاخص مذهب شیعه در تنگنا قرار داشته و پیروان این مذهب نمیتوانستند انطوریکه امروز از مراسم دینی شان تجلیل نمایند  بکنند بلکه در اغلب موارد به تقیه می پرداختند. ما بطور کل انچه که در تاریخ ناقص کشور ما ثبت گردیده است نشان دهنده جنگ های فرقه ی شدید نیست بلکه کینه ها و عقده ها در قالب های دیگر منفجر میشدند و آنچه که در تاریخ ناقص ما مضبوط است در افغانستان سه بار " مذهب زدایی " بوقوع پیوست، در دورهای ( شاه محمود، امیر عبدالرحمن، طالبان ) و ضدیت های دیگری بیشتر مکتوم و پنهانی صورت میگرفت و بر شمردن این سه نه بخاطر محدود نمودن به همین سه مقطع تاریخ نمایم بلکه بخاطر اینست که در این سه دوره به شکل علنی جنگ در گرفت. هرچند حاکمان این سرزمین همیشه ضدیت باشیعه داشتند و هرجا را که تحت تسلط خود میگرفتند مجبور به پذیرش مذهب خاص میکردند طوریکه تیمورشاه زمانیکه مرو را گرفت باشندگان آنجا که شیعه مذهب بودند مجبور به تغیر مذهب نمودند و در غیر این صورت مجبور به ترک مرو میشدند. به هرصورت ما این سه مقطع را به صورت مختصر مورد بررسی قرار می دهیم.

 

 

 

 

2-1 جنگ های مذهبی دوره شاه محمود

شاه محود پسر تیمورشاه در سال 1179م رسما به اریکه پادشاهی تکیه کرد. وی به تبع سلفانش عیاش و خوشگذران بود. در سال سوم پادشاهی اش در 1183م در کابل جنگ ها ی شیعه و سنتی شروع شد. و تعداد زیاد از طرفین کشته شدند. و توسط فتح خان خاموش شد. در واقع این اولین جرقه بود که به شکل علنی از سوی افراطیت خفته زده شد هرچند حاکمان خودشان را دور از این مسئله میدانستند و این را یک توطئه علیه خود میدانستند اما واقعیت اینست که خودشان هم بی تقصیر نبودند.

2-2 دروه عبدالرحمن  

امیر عبدالرحمن به عنوان پادشاه مستبد افغانستان کسیکه بیشتر از همه بی رحم و قسی القلب بودند و بعنوان کسیکه امنیت قبرستانی در کشور بر قرار کرده بود مشهور است. وی در دوره بیست ساله حکومتش افغانستان را قبرستان و ملت افغان را به مرده های متحرک تبدیل نمود، امیر عبدالرحمن برای نابودی هزاره ها اقدام کرد و در راستای رسیدن به هدفش از استفاده هیچ وسیله فروکاست نکرد. وی در دوره سیاهش بیش از 63% از هزاره ها را که اکثریت شیعه مذهب است از بین برد، ملک و دارائی شان را تصاحب کرد. هرچند این جنگ بین پیروان عادی شیعه و سنی نبود، اما عبدالرحمن با استفاده از فتواهای مولویها اکثریت سنی را علیه شیعه گسیل داشت و  هزاره ها را از بین برد فتواهای که شیعه ها را رافضی میخواند و کافر و خون و مال شان را حلال.

2-3 دوره طالبان

یکی دیگر از دوره های سیاه تاریخ ما که در خود قتل عام قشر خاص را ملفوف دارد، دوره  قرون وسطی طالبان است، وقتیکه این گروه شهر مزار را تحت تصرف خود اورد، به مدت سه روز در شهر قتل هزاره ها شیعه مذهب ادامه داشت. از مساجد اهل تشیع آذان سنی به گوش می رسید و پیروان این مذهب مخیر بین سه کار شدند: تغیر مذهب، ترک افغانستان و یا جنگ تا سرحد نا بودی. البته این تنها مزار نبودند که قربانی عقیده تنک و متهجر و متعصب طالبان میشدند بلکه در سراسر کشور این تبعیض و تعصب وجود داشت. حتی در قلب هزاره جات.

2-4 عاشورایی هرات

عاشورایی 1384 هرات نیز در این سلسله قابل بحث است، طوریکه در این حادثه وضعیت شهر متشنج شد، سنی ها با وسایل دست داشته به حریق مساجد و پلاکارت های عزادارن پرداختند و به مدت یک هفته شهر نا آرام و شیعیان بالاخص هزاره ها به آرامی به شهر گشت و گزار کرده نمیتوانست. در جریان این حادثه خودم حاضر و شاهد بودم، گروهی اکثرا جوان باچوب و اهن به دسته های عزاداران حمله ور میشدند. این به نظرم جدی ترین جنگ مذهبی بود که بعد از جنگ مذهبی کابل در دوره محمود شاه قابل مکث است، زیرا در این دو حادثه ردپای حکومت بالاخص در حادثه هرات پیدا نیست، بلکه بیشتر و ظاهرا این جوانان با احساس اند که با احساسات مذهبی شان حجوم به دسته های عزاداران می بردند. اما در عقب حادثه کسانی وجود داشت که اغراض سیاسی و منافع شخصی شان را دنبال میکردند و بیچاره جوانان با احساسات پاک بوند که ابزار توطئه میشدند.  

به هرصورت تاریخ افغانستان سرشار از تعصب است. اما این تعصب ها و افکار نا برابر علیه شیعه بیشتر از طرف حاکمان بوده تا در میان مردم، بلکه مردم افغانستان همیشه شریک غم و شادی یکدیگر با صلح وارامی زندگی میکردند. و این قدرت خواهان و تشنه گان قدرت و مسند بودند که بااستفاده از احساسات پاک و صادق ملت افغانستان به عنوان وسیله رسیدن به قدرت استفاده میکردند.

کشتار عاشورایی کابل را نیز میتوان بر همین ایده تفسیر کرد، اما به شکل رسمی چنین کشتار تا هنوز صورت نگرفته است، اما به اشکال متفاوت متعدد بوده است. اگر به شدت خیلی زیاد نبوده نه از حسن رفتار فرقه خواهان بلکه از عدم حضور پر رنگ مذاهب دیگر در اجتماع بوده است، بخاطر شرایط خفقان موجود دیگر مذاهب جرئت برگزاری مراسم دینی و مذهبی شان را بصورت علنی نداشتند و بیشتر مراسم ها در خفی برگزار میشد. و جنب و جوش کنونی را نداشت.   

 

 بخش دوم: پیامدهای حمله عاشورایی کابل

همانطوریکه ذکر گردید، گذشته ای افغانستان شاهد حملات از این نوع نبوده است، اما این مسئله چنانکه مورد اشاره قرار گرفت این را نمی رساند که در گذشته همه چیز خوب و مدینه فاضله برای همه فرقه ها و مذاهب بوده است. بلکه عدم جنگ و فرقه کشی بیشتر برای زیر زمینی بودن مذاهب محکوم و غیبت پی روان سایر مذاهب از جمله مذهب تشیع بوده است. بخاطریکه جو سیاسی حاکم و روح مسلط بر مردم، ظرفیت پذیرش و تاب تحمل برگزاری مراسم مذاهب غیر رسمی را نداشتند. اما با رو نما شدن تحولات جدید و فراهم شدن زمینه برای نفس کشیدن همه مذاهب و رسمیت یافتن مذهب تشیع، پی روان این مذهب آزادانه به زندگی عادی شان پرداخته و مراسم مذهبی شان را طبق فرهنگ و عنعنه مخصوص خودشان برگزار میکنند. سکون و سکوت که در گذشته حاکم بوده و همه چیز در یک آرامی مطلق بدون شور و جوش که جوش و جنب  حالا را نداشته، میگذشته، حالاکه همه چیز متفاوت میگذرد، فرهنگ حاکم و ذهنیت خشک غالب در جامعه ما را که همیشه مسلط بوده و موفق، بی قرار ساخته و یقینا تا عادی شدن مسئله چنین معضلات را بوجود خواهند اورد. اما مسئله زمانی جدی خواهند شد و رو به وخامت که دشمنان افغانستان و آنانکه مترصد در چنگ گرفتن کشور ما هستند بخواهند از این زمینه آماده و ذهنیت مشبوع و مقهور، که حس میکند وقارش صدمه دیده استفاده نموده و به باروت خفته در کنج اذهان کبریت زده آتش جنگ فرقه ای را شعله ورسازند. که حملات عاشورایی این سال سر آغاز از یک جنگ دوامدار فرقه ای باشد. در ینصورت این هشداریست به همه ما تا این مسئله را جدی گرفته و با تحلیل درست وضعیت پیرامون و متن خود را سرو سامان بخشیم، برای تحلیل درست و منطقی حمله عاشواریی کابل باید این مسئله را در دو رویکرد مطالعه کرد نخست عوامل وقوع این حادثه و در قدم دوم پیامد های این حادثه.

 

1-    عوامل احتمالی حادثه عاشواریی کابل

زمان اکنون ادامه گذشته است و آینده هم برآیند و امتداد زمان حال است، بدون شک هرحادثه که در یک موقعیت زمانی مجال وقوع می یابد، مقطوع از گذشته و فارغ از حال و بریده از آینده نیست. حتما زمینه ها و ذهنیت های شکل گرفته در امتداد تاریخ و فرصت ها و تهدیدهای زمان جاری و امیدهای آینده در به تحقق رسیدن یک حادثه و انفجار فاجعه انسانی نقش بازی کردند. عاشورایی عصر ما که در کربلایی کابل بوقوع پیوست را نیز باید چنین تحلیل کرد. پیش زمینه ها و مایه های ذهنی که بستر حدوث این فاجعه را مهیا نمود در بخش قبلی ذکر گردید، اما دو عنصر دیگر باید بررسی گردد که مهم و منظور ما نهفته در ان و آینده نگری جامعه ما بسته به آن است. این دو عنصر که بافته از شرایط اکنون و تنیده شده از آمیدهای نهفته در اینده است. را میتوان سلسله وار طور ذیل بر شمرد.

1-1.        اختلال در روابط امریکا و پاکستان:  روابط امریکا و پاکستان از چند بدینسو رو به وخامت گراییده است، و دیواره های اعتماد در حال فرو ریزی است. انچه که به این روند سرعت بخشید کشته شدن نیروهای پاکستان به اثر حمله نیروهای ناتو در نقاط مرزی کشور است. روابط که به گفته تحلیل گران مستقیما روی تامین صلح و ثبات در افغانستان تاثیر دارد. زیرا اولا کاروانهای تدارکاتی نیروهای مستقر درافغانستان از پاکستان میگذرد و ثانیا لانه های طالبان و نیروهای دهشت افگن در قلمرو ان کشور قرر دارد و ثالثا حدود سه ملیون افغان در پاکستان به سر می برند و این سه ملیون نیروی خوبی برای پاکستان است تا از انان استفاده به ذوق شان نمایند طوریکه با استقاده از همین فورمول طالبان را بوجود اوردند. و می توانند در صورت تغیر معادلات منطقه و جهانی نیروی دیگر برای نفوذ در کشور بوجود بیاورند. لهذاست که در صورت روابط این دو کشور به وخامت گرایند، پاکستان نه تنها که برای محو دهشت افگنان همکاری نمیکند که با ترس از اینکه مبادا منافعش در افغانستان در خطر بیفتد دست به اقدامات جدید خواهند زد. از جمله شعله ور ساختن جنگ مذهبی در افغانستان. و تاسیس نهاد دیگری. طوریکه نهاد دیگری تحت نام لشکر جنگوی افغانی اعلام موجودیت نموده است.

 

1-2.       نزدیکی افغانستان به هندوستان: موضوعی دیگری که به نظر می رسد دخیل در این فاجعه باشد، نزدیکی بیش از پیش افغانستان به هندوستان رقیب و دشمن دیرینه پاکستان است. امروز هندوستان در سایه معاهده استراتژیک امضا شده حضور شان را در حال کسترانیدن است. حضوریکه به نظر پاکستانیها می رود تا منافع شان را به مخاطره قرار بدهد. این مسئله با در نظرداشت تحرکات و تحولات که در قسمت اول ذکر گردید دست به دست هم داده پاکستان را بر آن داشته این بار از لایه مذهبی بازی شان را ادامه داده و به همه بنمایاند که کلید حل مشکلات افغانستان در دست ما است. ما هر طوریکه بخواهیم میتوانیم عمل نمایم. همه باید بدانند.

 

1-3.       به انزوا کشانیده شدن پاکستان: پاکستان کشوری بوده که همیشه عینک دید کشورهای غربی از جمله امریکا به قضایایی افغانستان بوده و مسایل افغانستان همیشه با دید پاکستان حل و فصل گردیده است. اما حوادث اخیر و نگرشهای در حال شکل گیری در جامعه غرب و منطقه مبنی بر برقراری روابط استرتژیک با افغانستان مبیین اینست که پاکستان دیگر دروازه ورود به افغانستان نیست. و این افغانستان است که دارد نقش دیرینه اش را یافته و به حیث " هارتلند "  جهان ارزشش را از آن خودش میکند. بالاخص مسئله عقد قرار داد استراتژیک با امریکا که در صورت تحقق، بدون شک افغانستان نه تنها که ارزش گم شده اش را بدست می اورد که از اهمیت سوق الاستراتژیکی که پاکستان برای امریکا داشت می کاهد. و از ان موقعیت اش تنزل داده به حاشیه انزوا میکشاند. موافقت جرگه عنعنوی با این امر و تاکید شان مبنی بر استقرار پایگاه های امریکایی در نزدیکی مرز با پاکستان به اضافه رضایت روح جمعی حاکم در افغانستان با تحقق این عقد، پاکستان را وا داشت تا ذهنیت عامه افغانستان و نگرش نوین جامعه جهانی را تغییر بدهد. علاوه بر اینکه بن دوم در غیابت پاکستان موفقانه برگزار گردید. پاکستان خواست تا از این هیاهو کاسته و خشم شان را در میان عزاداران در کربلایی کابل از طریق انفجار انسان، به حدوث فاجعه انسانیت بپردازند. تا توانسته باشد از یکطرف ذهنیت عامه مردم را متوجه جریات افغانستان و قدرت گرفتن شیعیان نماید و از جانب دیگر به غربیها بنمایاند که ما هنوز دروازه ورود به افغانستان هستیم. و در نتیجه خواستند تا تلاش کرده باشند برای بازیابی اهمیت و دست یابی به موقعیت دیرینه اش.

1-4.       خشم افراطیون سنی: همانطوریکه ذکر ان رفت، گذشته افغانستان شاهد چنین  اندازه آزادی برای مذهب تشیع نبوده که بتواند مراسم مذهبی شان را با این گسترده گی و در یک شور وشوق تمام برگزار نماید. بلکه ایام محرم در ساده گی تام و در سکوت مطلق میگذشت، اما اکنون با فرا رسیدن محرم همه جا لباس سوگ مبپوشند و فضا نوحه سرائی میشود. این مسئله تا آنجاست، که حتی اکثر از شیعیان و مولویهایشان نیز موافق نیست. بلکه معتقد اند که ما بجای این همه مصارف گزاف و خودنمائیها بیایم به شکل ساده و بجای رفتن به خیابان ها به مسجد و تکیه خود مراسم عاشورا را برگزار نمایم. لهذاست عده ای معتقد اند، این زیاده رویهای بی موقع و غیر مفید شیعیان باعث تحریک عده ای خشک ذهن و افراطیون سنی شده باشند و دست به چنین حمله زده باشند. اما هرچند که این گزینه را نمیتوان به عنوان عامل اصلی بر شمرد اما میتوان به حیث زمینه ساز برای وقوع این فاجعه دانست. زیرا دشمنان افغانستان با استفاده از حساسیت های موجود کشورما آشنا اند و به موقع از انها کار میگرند. . 

 

2-         پیامدهای عاشورایی کابل

به هرصورت عاشورایی کابل امسال عاشورایی شد، بیش از هفتادو دو تن تکه تکه شدند، جدا از اینکه کی و کیها در متن اهداف این رخداد و در حمایت وقوع این فاجعه دست داشته اند، بنفسه نا خوانده های زیاد را تلاوت کرد، فضای کابل که جامه سوک به تن کرده و بود و از فضایش باران نوحه و عزاداری می بارید، به انتحار کشانیده شدن انسان و انفجار انسانیت آغشته شد.  نا خوانده های که همیشه در زیر لبان پوشیده باقی میماند، اما این بار به صدا تبدیل شد و پیامش را به همه رساند و پیامدهایش را بدون شک در جامعه و در روح و روان احاد افراد افغان بجا گذاشت. استثنا از اینکه این انتحار از اختتام انتظار پاکستان خبر میداد، یا از لبریزی کاسه صبر خشک مقدسان ضد تقدس، بدون شک پیامدهای را نیز متوجه جامعه شکننده ما هم ساخت، پیامدهایکه با ذهنیت های قالبی و خشک خفته در تاریکی جهالت اذهان، یکجا شده و به نتایج دیگری منجر خواهد شد. اما انچه که باید از این فاجعه انسانی درس گرفت اینست که اولا شیعیان خودشان، بک تکان باید بخورند و موجودیت شان را و حرکات شان را باز تعریف نمایند با در نظرداشت حوادث احتمالی. ثانیا بدانند دشمنان دین و وحدت افغانستان مترصد فرصت اند تا از هرگونه پیشامد استفاده نموده خنجر نفاق شان را بر قلب متحد افغانستان فرو کنند، تلاش ورزند به دست این دشمنان فرصت هدیه نکنند.

 

نتیجه گیری

از آنچه که به شکل پراکنده و نا موزون و غیر منسجم گفته امدیم، در می یابیم، که تاریخ سرشار از تعصب و مملو از تبعیض افغانستان، سرزمین کوهستانی و آسمان نیلگون کشور اجنبی با چنین " مرگ انسانیت " و " سوگ عقده " های کور نیست، بلکه فاجعه های دردناک تر، قتل عام های عامتر و خون های متلاطم تر را شاهد بوده است. اما این در گیریها نه در میان مردم و ملت صادق افغانستان بلکه توسط حاکمان مستبد و مزدوران بیگانگان و تشنه گان قدرت کشور مجال تحقق یافته و به واقعیت نا مقبول رسیده است. آنچه که در تاریخ مشهود است، مسئله مذهب بیشتر به عنوان وسیله توسط حاکمان استفاده میشده تا اینکه جنبه مذهبی داشته است، چنانکه عبدالرحمن و طالبان با فتواهای مولویها اکثریت سنی را علیه شیعه ها گسیل داشتند و از احساسات پاکشان استفاده نمودند، در حالیکه قتل عام و کشتن قشر خاص نه در اسلام مشروع است و نه در انسانیت انسان محل از وقوع دارد. اما حادثه کابل با هر علت و دلیلی اتفاق افتیده پیامدهای پنهان و پیدای خود را در جامعه خواهد گذاشت، اما چیزیکه به نظر من ما ملت افغانستان به حیث یک ملت، نه به عنوان شیعه و سنی باید درس بگیریم اینست که نه باید دیگر ابزار بازی و وسیله نفوذ و قدرت خواهی حاکمان داخلی و بیرونی شویم، بلکه در سایه اعتقادات راستین مذهبی و منافع ملی خود اقدام به انجام واکنش نمایم. اما انچه که روح زخمی حادثه دیدگان ( شیعه ها ) از این حادثه و تاریخ افغانستان درس بگیرند اینست که متوجه فرصت ها باشند. از هیاهوی بیش از حد و افراطی کاسته برای تقویت و قدرتمندی بیشتر کار نمایند. تا هم بهانه به دست بهانه طلبان نه دهند و هم برای اصالت و حقیقت وجودی مذهب و خودشان کار انجام داده باشند. اما ملت افغانستان با واکنش که نسبت به عاشورایی کابل داشت، مهم و امیدوار کننده بود، بالاخص واکنش شیعه ها. که نشان دادند اهل تفرقه و شورش و انفجار نیستند بلکه میخواهند در سایه صلح و گفتگو مسایل را حل وفصل نمایند. اما با در نظرداشت این مسایل انتحار کابل و فاجعه عاشورای کابل، مرگ انسانیت بود و تکرار عاشورای حسینی و مصداق فرموده حضرت صادق که فرمود « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا » هر روز عاشوراست و همه جار کربلا، درست اینکه انسانیت به قتلگاه کشانیده شود و عدالت و صداقت به زنجر!   

 

 

 

    

  نظرات ()
بن دوم، بیم ها و امیدها! نویسنده: محمد توحیدی - ۱۳٩٠/٩/۱۱

روز یازدهم سپتامبر، نقطه عطف است در تاریخ جهان بالاخص برای ملت افغانستان! روزیکه نگاه های خفته و گوش های خوابیده و در نهایت انسانهای غافل، شوکه شده از خواب غفلت بیدارشان ساخت. با پرواز طیارها بر فراز امریکا گویا زنگ بیدار باش به فضای جهان طینین انداز شده و با فرو ریختن برجهای دوقلوی مرکز تجارتی امریکا، دیواره های کاذب و دروغین قدرت جهان از هم ریزش کرد. چشم های بیدار شده و گوشهای بازشده بطرف افغانستان سرزمین فراموش شده و تکه خاک گوشه افتیده کره هستی نشانه رفت و گویا از شدت این تمرکز ها، اندام افغانستان به لرزه آمد و چهره های خشن، مستبد، وحشی و هیولایی گروهگ های تروریستی و ضد بشری نمایان شدند. آسمان آبی از پس ابرهای سیاه، کم کم به استقبال ملت ما سینه خالی نمودند. و یک بار دیگر مردم زیر ستم و رنج  ما که مدت ها میشد در گوشه انزوای جهان، قرار گرفته بود، در محراق توجه و مرکز دید همگان و جامعه جهانی قرار گرفت. از آن زمان تا اکنون که بیش از ده سال میگذرد جامعه جهانی همراه ملت ما بوده و تلاش های زیاد در قالب های متعدد برای ریشه کن نمودن بنیادگرایی و خشکانیدن افراطیت و اوردن صلح و ثبات در کشور ما نموده است، اگر به مجموعه این تلاشها نیک بنگریم باید عصر حاضر را برای دولت و ملت خود عصر طلایی بدانیم، زیرا عصریست که جهان با ماست تا ما خومان را بسازیم. در سطح بین المللی و در زیر سقف سیطره سازمان ملل تا کنون کنفرانس های متعدد برگزار شده و در نتیجه همین کنفرانس ها ملیاردها دالر سرازیر کشور ما گردیده و به ساخت و ساز کشور ویرانه ما به مصرف رسیده است. اکنون دولت مردان ما دارد بسوی کنفرانس بین المللی دیگری گام بر میدارند و در حال برنامه ریزی و گرفتن آمادگی برای ورود به بحث های جدی در لندن جایکه ده سال پیش اساسات همین حکومت پی ریزی شد هستند. تمام نگاه های خیره شده ملت ما، نیز خیره به کنفرانس دوم بن شده است. تا ببیند سیاستمداران شان بعد از یک تجربه ده ساله برای آینده شان چه راهکارهای دارند؟ و چه تدبیر برای آینده شان می سنجند؟ ما بدین بهانه مروری میکنیم به مهمترین کنفرانس های که در این دوره جدید پساطالبانی برای افغانستان برگزار گردیده است. و دست اوردهای عملی این کنفرانس ها را با واقعیت های عینی و ملموس جامعه خود مقایسه نموده مشخص میسازیم. تا باشد که مسایل مکتوم و زاویه های پوشیده مشکلات جامعه ما هرچه بیشتر و بهتر وضاحت بخشیده شده و راه برای آـینده ترسیم گردد. تا اکنون هشت کنفرانس مهم راجع به افغانستان در سطح بین المللی برگزار گردیده است و کنفرانس بن دوم نهمین تلاش از این نوع خواهد بود که ما داریم به استقبالش می رویم.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
مطالب اخیر سهمیه بندی دانش در افغانستان اظهار نگرانی فعالان مدنی دایکندی از وضعیت امنیتی! روایتی از اعتصاب دانشجویان کابل! شفق والی جدید دایکندی وارد نیلی شد! کیتی و کجران در محاصره اقتصادی! نگاهی به فعالیت های فعالان مدنی دایکندی! ابامای سیاه در کاخ سفید ورکشاب آموزشی گذار از منازعه در ولایت دایکندی وضعیت امنیتی دایکندی نوروزی
کلمات کلیدی وبلاگ علما در خدمت کسب رای و مشروعیت (۱) از صفر تا صفر (۱) دو قتل و یک سرقت در دایکندی (۱) سفر به اقیانوس سکوت ( دایکندی ) (۱) انتخابات و تقابل روسیه و امریکا (۱) باز شدن مرز ایران بروی افغانها (۱) بازنده اصلی انتخابات کیست؟ (۱) محصلین پوهنتون هرات تظاهرات میکنند! (۱) یک نامه از یک روزی (۱) دلخط (۱) گل سرخ (۱) تیمارستان بشر! (۱) آیا زندگی بی حیاست؟! (۱) عصیان! (۱) مبارزه علیه فساد چگونه؟ (۱) قوم تکانی پارلمان افغانستان! (۱) سیره تبلیغی پیامبر( ص ) (۱) سیره سیاسی پیامبراکرم ( ص ) (۱) برگزاری همایش از طرف جامعه المصطفی (۱) آنسوی رخصتی (۱) بهسود لکه ننک! اما برای رهبران هزاره (۱) اگر بیخواهی کور شوی، میشوی! (۱) گزارش گونه ای از لیسه تمران (۱) آهی زدل (۱) شاگردان در دایکندی شامل مکتب ابدیت شدند! (۱) آنها رقابت میکنند؛ (۱) هزاره ها و تحولات سیاسی (۱) مزاری و گفتمان دولت مدرن (۱) لوی جرگه نماد از تهجر! (۱) جشن فراغت (۱) شفق والی جدید دایکندی وارد نیلی شد! (۱) سهمیه بندی دانش در افغانستان (۱) سهمیه بندی تحصیلات عالی (۱) دانش و علم در افغانستان (۱) اظهار نگرانی فعالان مدنی دایکندی از وضعیت امنیتی! (۱) روایتی از اعتصاب دانشجویان کابل! (۱) کیتی و کجران در محاصره اقتصادی! (۱) نگاهی به فعالیت های فعالان مدنی دایکندی! (۱) وضعیت امنیتی دایکندی (۱) جنگ های فرقه ای در افغانستان (۱) مروری برمهمترین کنفرانسهای گذشته (۱) بن دوم، بیم ها و امیدها! (۱) مردن به حقیقت رسیدن است! (۱) رئیس مجلس نمایندگان افغانستان انتخاب شد (۱)
دوستان من تمران آيندگان ساعت13 نوبت ما يادداشت هاي من هزاره پيوند دوشنبه ها kohibuland محصل قلم من من و اینه بشارت شبکه افغانستان قلب آسیا مطالعات افغانستان دانشگاه امیر کبیر دانشگاه بو علی سینا دانشگاه پیام نور دانشگاه آکسفورد خبر گزاری مهر سایت پوهنتون کابل نستوه کاکه تیغون کاکه تیغون حسن زاده گلنار و آیینه زهرا حسین زاده سیاست پلاستیکی غزل نو ابوطالب مظفری دختر افغانستان و دنیای تنهایی او... محمد حسین فیاض فاطمه فیضی صالحی اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب