تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ محمد توحیدی
آرشیو وبلاگ
      توتم من (مينويسد چون نوبت اوست! از حقوق/ اجتماع)
حزب و حزب گرای در افغانستان

 

حزب و حزب گرای در افغانستان                   

     جامعه افغانستان در طول ده ها جنگ و نبرد و کشمکش بخواطر رسیدن به قدرت و چوکی بین پدر و پسر، برادر و برادر این قوم و ان قوم امروز تبدیل به یک جامعه سیاسی و با افراد سیاسی شده است. اگر امروز از یک پیر مردیکه چند روزی بیش در این دنیا باقی نخواهد بود راجع به یک مسئاله سیاسی سئوال شود در جواب نمیگوید ، نمی دانم بلکه با اطمینان از گفته هایش، مانند یک انالیست و تحلیلگر با  فرضیه بندیهای؛ یک تحلیل زیبا به نمایش میگذارد . این انگیزه و شعور بالای سیاسی که تنها تحفه ای مثبت جنگ است قابل قدر است اما این در مقابل ان همه ویرانیها و خسارات که جنگ و بحران قدرت ، به پیکری کشور؛ وارد نموده است به مثل نقطه سفیدی در لباس چرکین و سیاه میماند . یکی از قربانیهای آن دوران حزب است، وجه و ماهیت حزب به اثر سئو استفاده ها و تعبیرهای غلط در اذهان عموم ملت افغانستان زشت جلوه میکند ، وازان نفرت دارند از شنیدن نام آن(حزب) احساس ناراحتی کرده و حتی از تماس با افرادیکه در زیر چتری آن قرار میگرند دوری می جویند. با وجودیکه تعبیر درست حزب دارای ماهیت نیک است، ترس از آن است که کلمه حزب به اثر سئو استفادها  و بی احتیاطی اگاهان امور در کنار سایر کلمات چون استثمار، استحمار، استعمار قرار گیرند. زیرا ملت افغانستان شاهد بودند ، چگونه دو برادر که هر یک منسوب به یک حزب بودند یکدیگر را به قتل می رساندند. اگر ما هم کمی دقت نمایم و به حزب و حزب بازیها و حزب گرائی های گذشته نظر اندازیم خواهیم گفت ، حق با این ملت است که از حزب برداشتهای منقی چون جنگ ، خونریزی، ظلم، چورو چپاول ، فریب و نیرنگ داشته باشند. همچنان امروز فضاء باز سیاسی که به استقبال ملت ما امده است و در این فضاء باز، ما شاهد پروبال گشودن احزاب بیشتری هستیم و می بینیم ؛ هر روز حزب دیگری احساس موجودیت کرد و، تا اندازه ای که امروز در کشور شمار ان به 80 حزب می رسند . و آن ترس و این خیزش احزاب در فضای سیاسی موجود ما را واداشت تا به بررسی اجمالی و تا حد کشش توان خود، در پیرامون حزب و آفتابی نمودن مشخصات ان" حزب" بپردازیم تا از یکطرف حد اقل کوشش باشد برای رفع ابهامات، برداشتها و القائات غلط  که از حزب در سالهای گذشته صورت گرفته و از طرف دیگر گامی و یا به صدا در اوردن زنگ خطری باشد در جهت روشن نمودن مشخصات وویژگیهای یک حزب سیاسی تا در این فضای سیاسی موجود با تکثر احزاب ملت مظلوم افغانستان با آن ذهنیت که از حزب دارند راهش را از سقوط  در چاه نجات دهد و روشن تر، از میان احزاب ره گشوده و به بهترین آن ارج قایل شوند. در این مقال نخست توجه اجمالی میشود در سیر شکل گیری احزاب در جهان و افغانستان بعد از آن به تعاریف که در پیرامون حزب ارائه شده می پردازیم، سپس با ذکر مشخصات حزب و جستجوی ان در احزاب افغانستان با ذکر پشنهادات به آگاهان ادامه می دهیم.                                      
شکل گیری احزاب                                                                                            

       فعالیتهای سیاسی چه در قالب احزاب و چه در نقابهای دیگر؛ به صورتهای متفاوت از بدو تشکیل اجتماع و از قرنها پیش وجود داشته است( احزاب آزادیخواه"    Whig  "و محافظه کار "      Tory  " در اینگلستان از اواخر قرن هفدهم میلادی به عنوان یک گروه سیاسی مشخص مشغول فعالیت شدند)· این احزاب اولین احزاب بودند که تا حدودی می توان  در آنها ویژگیهای که ان را ویژگیهای" احزاب مدرن" می نامیم در حد آغازش بیابیم . اما همانطوریکه تند باد اهنگ پیشرفت، صنعت و تکنو لوژی زندگی انسان را به لرزه در اورد، دامن احزاب را نیز تکان داد و احزاب را رو به تکامل نهاد بالاخص( صنعتی شدن بعضی از کشورهای اروپای غربی و امریکای شمالی، نتایج و پی آمدهای سیاسی  مهمی در ساخت احزاب سیاسی بوجود اورد)· و احزاب را از آن حالت اشرافی و اعیانی اش  در اوردند. و تا امروز این کوشش و اصلاحگری ادامه داشته و می بینیم که  اکنون احزاب، در جوامع غربی بالاخص در امریکا و اینگلیس به اثر آن، به پختگی رسیده اند . اما در کشور ما(افغانستان) هم فعالیتهای سیاسی از گذشته های دور و نا معلومی وجود داشته است و به مرور زمان به شدت و سرعت ان افزوده شده است . بصیر احمد دولت آبادی در زمینه میگوید( اگر منصفانه قضاوت شود تمامی جریانات امروزی به اشکال گوناگون خود را به جنبش های گذشته پیوند می دهند ، با قبول این مطلب که سرآغاز جریانات فکری سیاسی افغانستان عصر حکومت حبیب الله خان است)· با در نظرداشت این ، انچه که امروز می توان از کتب تاریخ بدست اورد موجد فکر و تحرک سیاسی، در نتیجه تشکیل دسته و احزاب را به سید جما لالدین افغانی نسبت می دهند . که با تحویل طومارش به شیرعلی خان نه تنها شوری را در افغانستان ایجاد کرد ، بلکه نظریاتش عامل پیدایش حرکت های سیاسی در ایران و کشورهای دیگر شد . اما به هردو صورتش اگر ما نظری به فعالیتها و نشیب و فرازهای نخستین دیپلوماتیک  و سیاسی در قالب انجمن های چون ( انجمن علما ، که در زمان عبدالرحمن خان تحت ریاست عبدالرئوف کندهاری بوجود امد ، انجمن سراج الاخبار و مشروطیت اول و دوم...) و در شیب احزاب مانند( ویش ذولمیان؛ حزب دمکراتیک خلق و غیره... ) نظری بیفکنیم بدرستی در می یابیم که " در بافت جریانات سالهای گذشته تا دهه چهل یک نوع پیوند نا گسستنی بین احزاب وجود داشته است. ولی پس از دهه چهل و شروع دهه پنجاه بافت سیاسی و فکری احزاب به کلی فرق میکند و شیوه همگرای جای خود را به نا همگونی های خاص می دهد که در دوره انقلاب این گرایشات به خوبی روشن میگردد "· و هر چه به این زمان نزدیک میشویم تشتت و پراکندگی را با افزایش احزاب بیشتر حس میکنیم و به حال می رسیم . انچه که در توصیف سیمای جامعه و احزاب و حرکت های سیاسی کنونی گفته می توانیم حاکی اینست که امروز چیزی را که ملت و جامعه افغانستان کم ندارند؛ حزب است . اما این احزاب از مایه و اهداف؛ بدور است و دارای هدف قابل قدری نیست و آنچه به عنوان هدف اینها (احزاب) متصور است اهداف کوتاه ، ناچیز و غرضهای شخصی و فردی است.

که با حل شدن اغراض و فوت اشخاص محور (چون شخص محوری، احزاب کنونی اند) حزب دچار انشعاب و یا حتی از بین می رود . و این مبین اینست؛ که احزاب بر اساس ایده ها و افکار شکل نگرفته است که با غیب شدن شخص حزب هم ره به غیب نگشایند . به هر صورت حرکت های سیاسی که باعث تولد احزاب در کشور شد باید مبدأش را همان طوماری بدانیم که سید به شیرعلی خان تحویل داد و بعد ها این طومار بود که موجب شکل گیری احزاب در چهره های ( احزاب سری) وویش ذولمیان و غیره شد.                          

معنا و مفهوم حزب:                                 

          "حزب"کلمه است با ریشه عربی که واژه مقابل اینگلیسی ان "  party "   است و از ان معانی متفاوت و بسیاری نقل شده است." گرو، دسته، بهره ،نصیب ، و گروهی از مردم که دارای مرام و مسلک معین باشد )· که روح همه ای این معانی مفهوم واحدیست. اما نظریه پردازان و اساتید امور تعاریف از آن "حزب" ارائه داده اند . گروهی چون شومپیتر (   Josef Schumpeter ) معتقد اند  ( همانگونه که فروشگاه را نمی تواند بر اساس نوع کالای که می فروشد تعریف نمود ، احزاب سیاسی را نیز نمیشود بر حسب اصولی که از آنها حمایت می کنند تعریف نمود )· وی ادامه می دهد که حزب سیاسی را باید بر مبنای این واقعیت که اعضاء آن از طریق مبارزه برای رسیدن به قدرت با یکدیگر متحد شدند تعریف کرد. تئورسین و نظریه پردازان دیگری چون علی آقا بخشی در تعریف حزب نگاشته است ( سازمانی سیاسی که از همفکران و طرفداران یک آرمان تشکیل شده است و با داشتن تشکیلات منظم ، برنامه های سیاسی کوتاه مدت و درازمدت برای نیل به آرمانش از دیگر اشکال سازمان نظیر جبهه و گروه سیاسی مشخص میشود ) از جمله خواص مهم که از این تعریف مستخرج است " سازمان سیاسی همفکر ، هدف ، تشکیلات " می باشد. و دکتر عابدین بارز در تعریف حزب میگوید " شاید بتوان حزب سیاسی را گروهی از مردم دانست که تا حدودی متشکل شده و با شرکت و فعالیت در امور سیاسی قصد و نیت رسیدن به قدرت و حکومت را دارند تا از ان طریق بتوانند ایده آلها و هدفهای حزبی خودرا در جامعه تحقق بخشند " ·خصوصیتی را که عابدین به آن می افزاید رسیدن به قدرت و در نهایت قدرت را وسیله برای تحقق ارمانهایشان ساختن می باشد . هر چند این تعاریف تا اندازه  پرده از واقعیت و خصوصیات احزاب بر میدارد اما تعریف که بنظر می رسد جامع است و میشود در آن همه این تعاریف؛ به ازدیاد خصوصیات مهم دیگری حزب را دید ودر یک کلام میشود تعریف فراگیر نامید، تعریفیست  که دکتور علی شریعتی در پیرامون حزب ارائه نموده است . دکتور میگوید ( حزب در قاموس عمومی روشنفکران دنیا به طور کل عبارت از سازمان اجتماعی متشکل است دارای جهان بینی ، ائدئولوژی ، فلسفه تاریخ ، نظام اجتماعی ایده ال ، پایگاه طبقاتی ، جهت گیری طبقاتی، رهبری اجتماعی  ... ارمان که می خواهد وضع موجود را در انسان ، جامعه، ملت یا طبقه خاص تغییر دهد ووضع مطلوب را جانشین ان سازد)·                                  

و حال بنظر می رسد که ( مهم) آفتابی شده باشد وویژگیهای و خصوصیات حزب مشخص شده باشد ما از میان همه این خصوصیات بر شمرده شده توسط تعاریف ارائه شده باالا خص از تعریف آخیر از قبیل" اجتماعی بودن؛ طبقاتی، جهت گیری طبقاتی اهداف، تشکیلات منظم؛ آرمان؛ جهان بینی فلسفه تاریخ و غیره ..." بدست می آیند فقط به سه مشخصه ای که بنظر نویسنده، اهم بنظر می رسد و  با هداف مقاله هم در گیر است اشاره مختصر می نمایم.                                                    

1 خصوصیت اجتماعی: اجتماعی بودن حزب بدان معناست که حزب از نفس و متن جامعه و اجتماع بر می خیزد و مبین چالشها خواستها و ارزوهای جامعه است یعنی این افراد اجتماع اند؛ که بخواطر چالشها، خواستهاو نگرانیهای که از وضعیت حاکم شان دارند، دوری هم جمع شده و یکدست، برای غالب شدن به مشکلات فرارویشان و تحقق اهدافشان به مبارزه ای سیاسی می پردازند.                      

2 جهان بینی : دومین خصیصه اهم حزب داشتن جهان بینی مشخص و معین و متحد است بدین معنا، افرادیکه حس میکنند علایق؛ افکار و امال و مفکوره هایشان  باهم گره خورده اند ، با هم متحد میشوند، زمانی می توانند به این اتحاد گروهی شان و این مبارزه ای جمعی شان نام حزب را ببخشند  که دارای اید ئولوژی مشخص و جهان بینی معین  باشند و همه ای افراد آن باید حد اقل اختلاف؛ در ارائه تفسیر از موضوعات کلان محیطی ومنطقوی سیاسی وحتی دنیوی و دینی شان نداشته باشند و لب کلام همفکر و همزبان باشند.                     

3 هدفمند و نظامند : داشتن هدف ( چه هدفهای کلان حتی جهانی و چه هدفهای خورد محلی ) از پایه های اساسی حزب است و این اهداف مشترک ؛ که در واقع افراد متحد و متشکل شده در یک گروه را، بیشتر منسجم کرده و وا می دارد تا به طرح استراتژی و پالیسی معین در راستای رسیدن به هدفش ، بی پردازد،  که یکی از آن ، پالیسیها  و راه های رسیدن به قدرت؛ و بدست گرفتن قبضه اقتدار است تا با نشستن بر چوکی اقتدار؛ وضعیت مطلوب طبعش را، و ارمان و اهداف شان را در چامعه تحقق بخشند .                                             

بعد از اشکار شدن حزب و قرائت های مختلف و در نهایت صحیح آن، و به وضوح رسیدن مشخصات وویژگیهای حزب میخواهیم سئوال را طرح نمایم که آیا احزاب ( پیروجوان ) ما چقدر با این شرایط مانوس هستند؟  آیا احزاب ما بر خواسته از متن مردم و دارای اهداف مشخص و مفید حال مردم ما اند ؟                                 

بدبختانه اگر به گذشته نگاه بیندازیم، و سیری شکل گیری احزات و تغییرات و تحولات را، در محراق توجه قرار دهیم در می یابیم؛ احزاب که تا اکنون در کشور تشکیل شده و رو به افزایش اند، حد اقل از این خصوصیات را دارا نمی باشند. اولا بر خواسته از نفس اجتماع و مبین دردها، رنج ها ،شکنجه ها،  خواستها، نیازمندیها و ارزوهای مردم این سرزمین نیستند. و در کردار ورفتار و موضع گیریهای آنها نمی توان مشکل ، چالش و درد و دغدغه های ذهنی و عینی ملت و جامعه را دید، بلکه شکل گرفته بر اساس نیازهای شخصی  و تحقق اهداف بیگانگان است، ما در هر حزب صدای یک دست بیرونی را می بینیم. در ثانی احزابی که در کشور عرض اندام نموده اند،  فاقد پالیسی مشخص و استراتژی معین و هدف جمعی است .                                   

و تنها هدف شان رسیدن به قدرت بودند و هستند ، در صورت تحقق آن، کدام راهکاری دیگری نداشتند و یا حد اقل اگر داشتند با واقعیات عینی و ملموس جامعه ما تطابق نداشتند و ندارند، چنانچه تاریخ گذشته ما گواه بر این مطلبست و احزاب موجود امروز و دیروز بیشتر در جستجوی تحقق اهداف اربابان شان بودند و هستند . اگر به اتحادها و اتفاق ها و به شکل گیری، شوراها و جبهه های گذشته و حال که در کشور صورت گرفته و میگیرند دقت نظر به خرج دهیم و ببنیم که چطور احزابی، دست شان به خون یکدیگر آغشته اند باهم متحد میشوند و چون اهداف شخصی شان را در زیر سایه چنین کاری می بینند، و اینها بر وضاحت مهم مورد بحث می افزاید. اصلا دور از این همه دلایل و شواهد ملموس، همین تعدد احزاب در یک جامعه ای نا متجانس و پراکنده و کم نفوس چون افغانستان خود مبین بی هدفی بی اعتمادی و نداشتن هدف و ارمان مشخص و معین است. و همین ( نداشتن هدف مشخص ، جهان بینی مشابه ، عدم بر خواسته از نفس اجتماع ) بودند که مفهوم حزب را با اتخاذ سیاسیت های خشن؛ بهره برداریهای شوم و خیانت آمیز شان، در اذهان جامعه افغانی ما؛ وجه ای منفی بخشیدند .                                                

امروز با این فضاء باز، و اماده فعالیت که برای احزاب ما فراهم شده متا سفانه ما نه شاهد همدست شدن  رهبران سیاسی، روشنفکران وتحصیل کردگان خود هستیم؛ تا یکصدا شده و بجای تولد احزاب متعدد و با نشان دادن جسارت از خود مبنی بر دور انداختن نظریات شخص بینی و خود بینی ، برای خودشان هدف، و برای منافع جامعه شان،  خط قرمزی معین کنند، و نه شاهد فریاد بر ضد این وضعیت که شاهد ظهور احزاب جدید، و پراکنده تر شدن هر چه بیشتری نظریات و بوجود امدن پارادوکسی در راستای تعین سرمشق و هدف و تشخیص نیازمندیهای جامعه خود هستیم، که اسفناک است و تداوم این وضعیت به قیمت نابودی منافع ما در نهایت خودما تمام خواهند شد .         

بنا بر این ما بعنوان کسیکه از تداوم وضعیت موجود احزاب و فضاء سیاسی ترسی داریم به روشنفکران، سیاستمداران و پالیسی سازان کشور اولا برای زدودن گردو غبارهای  منفی و غلط که از مفهوم حزب بر آذهان مردم نشسته است و ثانیا جهت بهبودی وضعیت کشور خود و جلوگیری از سیری قهقرای هر چه بیشتر کشور، جامعه و ملت خود نکات آتی را پشنهاد میکنم:                     

1 بیاید حذب تشکیل بدهید، که در آن صداهای ملت،  دغدغه های جامعه شنیده شود و هدف تنها رسیدن به قدرت نباشد.                               

2 از طریق حزب برای رسیدن به قدرت بکوشیم اما قدرت را تنها هدف، قرار ندهیم و بلکه رسیدن به قدرت پله ای باشد و یا جای باشد برای تحقق بخشیدن اهداف و ارمانهای مشروع خود و جامعه ما.                                                       

3 برای جامعه، ملت و خود، هدفی را جستجو نمایم و برای آن مرزی بشناسیم، باهم متحدانه به آن مرز پابند باشیم و از ان دفاع نمایم.                        

4 برای تحقق همه این اهداف نخست باید ذهنیت منفی که از احزاب در اذهان باقیست ، از بین برده شود و این مهم صورت نمیگرد مگر بیشتر از آنجه که جهت بوجود آمدن این حس منفی، پرداخته شده از دست داده شود،  در نهایت من و تو و آنان و جمله کسانی که از جنگ ها گذشته زخمی  و از برادرکشی های پشین دردی و از بی اتفاقی ها و سئواستفاده های جسور، عقده و در نهایت با جمع زخم و دردو عقده پندی گرفتیم بیایم از این فرصت بدستآامده درراستای بهبودی زخم ها و دردها و عقده ها استفاده نمایم تا  بار دیگر از همین سوراخها گزیده نشویم.                                [1]

 



· ر.ک جامعه شناسی سیاسی – دکتر عابدین بارز ص  347

· همان ص 349

· ر.ک تاریخ شناسنامه احزاب و جریانات سیاسی ص  21

· همان ص 35

 

· فرهنگ عمید

· ر.ک مقدمه ای بر جامعه شناسی سیاسی __ دکتر عابدین بارز ص 353

· همان ص   348

· ر.ک شیعه  دکتر علی شریعتی  ص  117

[1]



لینک
مطالب اخیر سهمیه بندی دانش در افغانستان اظهار نگرانی فعالان مدنی دایکندی از وضعیت امنیتی! روایتی از اعتصاب دانشجویان کابل! شفق والی جدید دایکندی وارد نیلی شد! کیتی و کجران در محاصره اقتصادی! نگاهی به فعالیت های فعالان مدنی دایکندی! ابامای سیاه در کاخ سفید ورکشاب آموزشی گذار از منازعه در ولایت دایکندی وضعیت امنیتی دایکندی نوروزی
کلمات کلیدی وبلاگ علما در خدمت کسب رای و مشروعیت (۱) از صفر تا صفر (۱) دو قتل و یک سرقت در دایکندی (۱) سفر به اقیانوس سکوت ( دایکندی ) (۱) انتخابات و تقابل روسیه و امریکا (۱) باز شدن مرز ایران بروی افغانها (۱) بازنده اصلی انتخابات کیست؟ (۱) محصلین پوهنتون هرات تظاهرات میکنند! (۱) یک نامه از یک روزی (۱) دلخط (۱) گل سرخ (۱) تیمارستان بشر! (۱) آیا زندگی بی حیاست؟! (۱) عصیان! (۱) مبارزه علیه فساد چگونه؟ (۱) قوم تکانی پارلمان افغانستان! (۱) سیره تبلیغی پیامبر( ص ) (۱) سیره سیاسی پیامبراکرم ( ص ) (۱) برگزاری همایش از طرف جامعه المصطفی (۱) آنسوی رخصتی (۱) بهسود لکه ننک! اما برای رهبران هزاره (۱) اگر بیخواهی کور شوی، میشوی! (۱) گزارش گونه ای از لیسه تمران (۱) آهی زدل (۱) شاگردان در دایکندی شامل مکتب ابدیت شدند! (۱) آنها رقابت میکنند؛ (۱) هزاره ها و تحولات سیاسی (۱) مزاری و گفتمان دولت مدرن (۱) لوی جرگه نماد از تهجر! (۱) جشن فراغت (۱) شفق والی جدید دایکندی وارد نیلی شد! (۱) سهمیه بندی دانش در افغانستان (۱) سهمیه بندی تحصیلات عالی (۱) دانش و علم در افغانستان (۱) اظهار نگرانی فعالان مدنی دایکندی از وضعیت امنیتی! (۱) روایتی از اعتصاب دانشجویان کابل! (۱) کیتی و کجران در محاصره اقتصادی! (۱) نگاهی به فعالیت های فعالان مدنی دایکندی! (۱) وضعیت امنیتی دایکندی (۱) جنگ های فرقه ای در افغانستان (۱) مروری برمهمترین کنفرانسهای گذشته (۱) بن دوم، بیم ها و امیدها! (۱) مردن به حقیقت رسیدن است! (۱) رئیس مجلس نمایندگان افغانستان انتخاب شد (۱)
دوستان من تمران آيندگان ساعت13 نوبت ما يادداشت هاي من هزاره پيوند دوشنبه ها kohibuland محصل قلم من من و اینه بشارت شبکه افغانستان قلب آسیا مطالعات افغانستان دانشگاه امیر کبیر دانشگاه بو علی سینا دانشگاه پیام نور دانشگاه آکسفورد خبر گزاری مهر سایت پوهنتون کابل نستوه کاکه تیغون کاکه تیغون حسن زاده گلنار و آیینه زهرا حسین زاده سیاست پلاستیکی غزل نو ابوطالب مظفری دختر افغانستان و دنیای تنهایی او... محمد حسین فیاض فاطمه فیضی صالحی اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب