تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ محمد توحیدی
آرشیو وبلاگ
      توتم من (مينويسد چون نوبت اوست! از حقوق/ اجتماع)
مبارزه علیه فساد چگونه؟ نویسنده: محمد توحیدی - ۱۳۸۸/۱٠/٢٢

میگویند مردی وارد محله ای شد؛ دید اهالی همه خودشان را دائم می خارند! تعجب کرد، رفت جلو هوتل نشست و شروع کرد به تماشای این مردم خارشی! یک باره دید مردم دورش حلقه زدند و عده ای خان ده آخند ووکیل گذر آمدند که بگیرند و ببرندش بیمارستان! به این ها خبر داده بودند که یک مریض آمده به محله، که اصلا خودش را نمی خارد، مرض خارش نداشتن گرفته ست! ......................................................................................... آری آن مرد مریض است، وویروس عدم خارش به بدن او نفوذ کرده و باید تداوی شود، او مریض است، مرض دارد، زیرا مرض یک حالت انحرافی است که بعضی ها دارند، اگر همه داشته باشند دیگر مرض نیست. حالا همه خودشان را می خارند، تنها اوست که نمیخارند، پس او مریض است. عینا جامعه ما ( افغانستان ) نیز امروز حکم همین حکایت را دارند، فساد، رشوه و فرهنگ معافیت از قانون و عدم تبعیت از آن یک حالت همه گیر است که همه: پیرو جوان، جاهل و عالم، مامور و رئیس، وکیل و رعیت، رئیس جمهور و قاضی و ...همه آن حالت را دارند، همه جان شان را میخارند، همه ناخن به کاسه فساد دارند و دست به کیسه رشوت، حرف از قانون دارند و قدم در راه معافیت، عقیده به موجودیت فساد و رشوه دارند و میل و عزم به بقاء آن، با زبان فریاد بر محو آن میکشند، با عمل به تحقق آن میکوشند؛ و این مسئله به حدی رسیده است که رشوه ستاندن و مرتکب فساد شدن، عدم پیروی از قانون، دروغ و حیله و مکر از جمله ارزش ها وویژگیهای شده است که فرد را در جامعه با ارزش، دارای شان و شوکت، صاحب عزت و افتخار و مقتدر، شجاع و سالم نشان می دهد، جامعه ما طوری شده است که دروغ گو پادشاه است و حیله گر وزیر، فاسد صاحب عزت است و مرتشی بانفوذ، صادق گدااست و سالم بی ارزش، متعهد به قانون ضعیف است و مسئول به ایفاء وظیفه غریب و تنها، آنکه بیشتر و بهتر دروغ میگویند و چربتر رشوه مگیرند و رساتر فریاد می آورند، او مریض نیست و مرض ندارد، اما اگر حرف از قانون بگویند و عمل صادقانه انجام دهند، مثل آن مردیکه وارد محله ای خارشی ها شده بود و نمی خارد، به مرض مبتلا شد و پیش داکتر بردند، مریض محسوب شده به خارنوالی معرفی میشود، الا مگر که او هم خودش را بخارد، فساد کند، رشوه بگیرد، با روابط عمل کند، اغماض از حکم قانون کند، چنانکه خاجی ها در کشور ما میکنند، آنانکه از محله ای آمدند که در آنجا خارش جرم است و تقلب، رشوه، فساد، دروغ، حیله، جرم است و زشت، اما وقتکه وارد آبادی ما شدند، جایکه ( خارش نداشتن، مرتکب فساد نشد، تبعیت از قانون نکردن، صادق، متعهد و مسئول بودن گناه است و حرام ) چاره ندیدند بجز اینکه همنوا شوند در خاریدن و رشوه گرفتن و خوردن و آشامیدن از کاسه ای دروغ و حیله و فریب الا طرد میشدند و مریض محسوب. واقعا این معضل است که کشور ما را در لاک خود فرو برده اند و این شعارهای کنونی، کنفرانس های سه روزی، ارگانهای متعدد ره به جامعه عاری از فساد، رشوه با مسئولان متعهد و مردما صادق و با فرهنگ قانونیت نخواهند پیمود، زیرا همه ای این تلاشها و فریادها از کسانی و در میان افرادی اند که مبتلا به ان است، و این مرض ( فساد ) و این عدم قانونیت و متعهد نبودن، همه گیر شده اند و عادی، دارنده آنها سالم است و عدمش مریض، مگر معاون نماینده ملل متحد بر کنار نشد! وزیر خارجهه رد صلاحیت شده تا اکنون به وظیفه اش ادامه نمی دهد! انتخابات چه وقت برگزار شد و نتایجش چگونه اعلان گردید! شاروالهای متهم و بر کنار شده چگونه به زندگی عادی شان ادامه می دهند، چرا محاکمه نمیشوند و اعلان کابینه چرا هر روز به تعویق می افتاد، وو... آیا با دقت به اینها نمیشود فهمید که قانون کجا و اینهاکجا! آیا اینها همه گیر بودن فساد ... را نشان نمی دهد، آن هم وقتکه اعتراض نیست، و کاری ساخته نیست، مسئله را برهنه تر، عریان تر و آفتابی میسازد. پس سئوال که مطرح میشود، اینست، چاره چیست؟ چه باید کرد؟ جامعه ای که همه انحراف دارند و هیچ کس به آن معترف نیست و آگاهی از آن ندارند، و یا اکثریت چنین نیست، تا آن منحرف را مجرم و به پنجه عدالت و قانون سپرد؟ راه حل برای دگرگون نمودن چنین جامعه ای چیست؟ شیوه های تبدیل یک عمل انحرافی همگانی به عمل صحیح و درست چه میتواند باشد؟ چه گونه تلاشهای باید صورت گیرد تا اینکه صداقت، عدالت و قانونیت ارزش محسوب شود و عادل، متعهد و تابع قانون مقتدر با ارزش و ظالم و مکار و قانون شکن ضعیف. یا اینکه راشی و مرتشی ذلیل و پست شمرده شوند؟ ایا حرف زدند، فریاد براوردن و هیاهو نمودن، کنفرانس های چند روزه دایر نمودن، ارگان های تشکیل دادن کافیست، و میتوانند جامعه آلوده و مریض را به جامعه صاف و سالم تبدیل نمایند؟ از آنجایکه این مرض همه گیر شده و آن هم به حد شدیدش طوریکه هر نو واردی و هر خارجی را بطرف خنثی نموده بطرفش میکشانند، این اقدامات کافی نیست و مثمر فائیده واقع نخواهند شد. زیرا که عامل شکل گیری و عمومیت یافتن آن دو چیز است.

1- فرهنگ معافیت از قانون و حاکم بودن روابط بر ضوابط: و این خصوصیت ویژگی نیست که کشور اکنون و در این دهه کسب نموده باشد، بلکه در طول تاریخ کشور معافیت وجود داشته، روابط جای ضوابط را میگرفتند، و قومی بر قومی، مذهبی بر مذهبی در نزد قانون برتری داشتند و این مسئله رفته رفته شکل یک فرهنگ را بخود گرفته و عام شده است. و به مرحله رسیده که ذاتش متغییرگشته و از حالت انحرافی به وضعیت ایده ال تبدیل شده است.

2- عدم موجودیت عزم راسخ برای محو فساد و پیروی از قانون: این عزم و جدیت نه در مردم وجود دارد و نه در حکومت، نه صاحبان قدرت مصمم اند تا صادق باشند و مطیع قانون و هم ملت متعهد به اطاعت از قانون و انجام ندادن اعمال غیر قانونی حتی که به ضررش تمام شود! لهذا شعارها به حد شعار، کنفرانس ها به سطح کنفرانس و قانون در متن باقی خواهند ماند، در صورتکه این دو مسئله حل نشده و عزم جدی شکل نگیرفته و پیروی از قانون فرهنگ نشود. اما چیزیکه میتواند این دو مهم را نیست و یا حد اقل کمرنگ و ضعیف سازد، و جامعه ما را بسوی قانونیت به پیش ببرد اینستکه اولا صاحبان قدرت، پاگ، صادق، متعهد، و با عزم جدی باشند و ثانیا آنچه که این را در کشور ما بوجود آورده میتواند جدیت همکاران بین المللی ماست که در قدم اول خودشان افراد خارشی! نفرستند و در گام دوم از آنها پشتبانی نمایند تا در مقابله با افراد فاسد بپردازند و هم چنان نظارت نموده تا از غلتیدن به دامن فساد جلو گیری نمایند؛ در نتیجه مجموع این اقدامات باعث بیداری و جرئت بخشیدن به مردم شده و آنگاه مردم خود دیگر در مقابل رشوه و فساد سکوت نکرده و بانگ اعتراض خواهند سر داد؛ و آنوقتست که جامعه حرکتش را بسوی جامعه ایده ال و فارغ از فساد و و... آغاز کرده و قانونمند شدن فرهنگ میشود.

  نظرات ()
مطالب اخیر سهمیه بندی دانش در افغانستان اظهار نگرانی فعالان مدنی دایکندی از وضعیت امنیتی! روایتی از اعتصاب دانشجویان کابل! شفق والی جدید دایکندی وارد نیلی شد! کیتی و کجران در محاصره اقتصادی! نگاهی به فعالیت های فعالان مدنی دایکندی! ابامای سیاه در کاخ سفید ورکشاب آموزشی گذار از منازعه در ولایت دایکندی وضعیت امنیتی دایکندی نوروزی
کلمات کلیدی وبلاگ علما در خدمت کسب رای و مشروعیت (۱) از صفر تا صفر (۱) دو قتل و یک سرقت در دایکندی (۱) سفر به اقیانوس سکوت ( دایکندی ) (۱) انتخابات و تقابل روسیه و امریکا (۱) باز شدن مرز ایران بروی افغانها (۱) بازنده اصلی انتخابات کیست؟ (۱) محصلین پوهنتون هرات تظاهرات میکنند! (۱) یک نامه از یک روزی (۱) دلخط (۱) گل سرخ (۱) تیمارستان بشر! (۱) آیا زندگی بی حیاست؟! (۱) عصیان! (۱) مبارزه علیه فساد چگونه؟ (۱) قوم تکانی پارلمان افغانستان! (۱) سیره تبلیغی پیامبر( ص ) (۱) سیره سیاسی پیامبراکرم ( ص ) (۱) برگزاری همایش از طرف جامعه المصطفی (۱) آنسوی رخصتی (۱) بهسود لکه ننک! اما برای رهبران هزاره (۱) اگر بیخواهی کور شوی، میشوی! (۱) گزارش گونه ای از لیسه تمران (۱) آهی زدل (۱) شاگردان در دایکندی شامل مکتب ابدیت شدند! (۱) آنها رقابت میکنند؛ (۱) هزاره ها و تحولات سیاسی (۱) مزاری و گفتمان دولت مدرن (۱) لوی جرگه نماد از تهجر! (۱) جشن فراغت (۱) شفق والی جدید دایکندی وارد نیلی شد! (۱) سهمیه بندی دانش در افغانستان (۱) سهمیه بندی تحصیلات عالی (۱) دانش و علم در افغانستان (۱) اظهار نگرانی فعالان مدنی دایکندی از وضعیت امنیتی! (۱) روایتی از اعتصاب دانشجویان کابل! (۱) کیتی و کجران در محاصره اقتصادی! (۱) نگاهی به فعالیت های فعالان مدنی دایکندی! (۱) وضعیت امنیتی دایکندی (۱) جنگ های فرقه ای در افغانستان (۱) مروری برمهمترین کنفرانسهای گذشته (۱) بن دوم، بیم ها و امیدها! (۱) مردن به حقیقت رسیدن است! (۱) رئیس مجلس نمایندگان افغانستان انتخاب شد (۱)
دوستان من تمران آيندگان ساعت13 نوبت ما يادداشت هاي من هزاره پيوند دوشنبه ها kohibuland محصل قلم من من و اینه بشارت شبکه افغانستان قلب آسیا مطالعات افغانستان دانشگاه امیر کبیر دانشگاه بو علی سینا دانشگاه پیام نور دانشگاه آکسفورد خبر گزاری مهر سایت پوهنتون کابل نستوه کاکه تیغون کاکه تیغون حسن زاده گلنار و آیینه زهرا حسین زاده سیاست پلاستیکی غزل نو ابوطالب مظفری دختر افغانستان و دنیای تنهایی او... محمد حسین فیاض فاطمه فیضی صالحی اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب