چه می توان کرد؟

چه میتوان کرد؟

طرح چنین پرسشی مبین چیست؟ و انسان درچه حالت و وضعیت قراربگیرد؛ چنین سئوال

 

ی را مطرح میکند؟ طرح سئوال چه میتوان کرد؟ در شرایط صورت میگرد که انسان در مقابل یک عمل انجام شده قرار میگرد که درصورت دوام و عدم مقابله با آن می تواند ضررهای بیشتری را متوجه انسان نماید، و یا اینکه انسان در شرایط و وضعیت ناگوار،زشت ،ترسناک و مخوف قرار میگرد و راه های بیرون رفت از آن شرایط هم بسته بنظر می رسد و تمام کوشش و تلاش شان را در جهت بهبودی و زیبای بخشی به آن وضعیت ناگوارش انجام داده باشد،اما هیچ کدامش ثمری بحالش نداشته باشد، طرح سئوال چه می توان کرد بعد از اینکه پاسخ به سئوال چه باید کرد یافتیم و باز هم مرحم بر زخمها و اقع نشد و غباری از رخسارهای ستمدیده نزیدود ،مطرح میشود. به هر صورت سئوال چه میتوان کرد مبین اخرین تلاشهای انسان در راه بهبودی بخشی به وضعیت محیطی،زیستی،فرهنگی و سیاسی شان است. و هر ملتی با این پرسش روبرو شود و خودش را ملزم به یافتن پاسخ به این سئوال نماید مبین این است که ان ملت سخت در مشقت و مضیقه قرار دارد. و در حقیقت یافتن جواب به این سئوال واکنشی جدی و به حدی انفجار ملت در مقابل کسانی ان که چنین شرایط ناگوار،اسفناک و مفسدی را به وجود اورده است. امروز این سئوال در اذهان هر باشنده ولایت دایکندی ایجاد شده است. و هر باشنده و ساکن آگاه این ولایت امروز از خودشان سئوال میکنند که حالا چه می توان کرد، حالا آنچه را که برای رهای از محرومیت،تبعیض،تحقیر و توهین باید انجام می دادیم، دادیم .اما سودی نکرد، چه کرده می توانیم؟ امروز این ملت که در طول دهه ها مورد شکنجه،ظلم،توهین و استبداد قرار گرفتند؛ آن روزهای تاریک و شوم را و آن روزهای که ارزشش را به اندازه لنگ شدن یک شتر نمیدانستند سپری نمودند و در مقعش آنچه را که باید میکردند، تا اندازه توانش انجام دادند اما امروز هم باز همان وضعیت با رنگ و پوست خودی و اشنا تکرار میشود، چه می توان کرد؟ بگزار قضیه را کمی واضیح تر و دوشتانه تر بیان نمایم،آری ملت دایکندی تارخ دارد به ابعاد تاریخ جهان،ملتی دایکندی ملتیست که رنجهای فراوانی ناشی شده از ظلم و استبداد،نا عدالتی و زورگوی،قساوت و اسارت حاصله از مشی حاکمان این مرزو بوم را چشیده و لمسیده اند.چه پولهای هنگفتی را با فروش خانه واموال شان و حتی به غلامی رفتن شان به حکام وقت تحت هر عنوان نه پرداخته اند، از مسئولانه گرفته تا به اصطلاح مردم شاخ پولی گاو در ان زمان این ملت انچه که باید میکردن کردند یا سکوت و یا مهاجرت و یا قبولی تبعسض و توهین تا رسیدن فرصت اما وقتکه ندای صلح و دمکراسی ازادی و انکشاف متوازن در فضاءاین مملکت به صدا در امد و این ملت و این مردم که به شاخه های اقلیتی والسوالیهای اکثریت تبدیل شده بودند و از هر گونه اتیازهای شهروندی و خدمات دولتی محروم بودند و فرصترا مغتنم شمردند و دست در دست هم دادند تا با بلند نمودن صدای اعتراضات شان ولایتی بسازد در واقع انچه که باید میکردند و انهم صورت گرفت .تشکیل این ولایت بعنوان اخرین قطرات حیات در کام خشکیده این ملت تلقی گردید.و انچه که باید میگردن تحقق بخشیدند و حالا و در این وضعیت که ولایتی مستقل دارد باید دیگر تاریخ تکرار نشود دیگر پولس مسئولانه از این ملت دریافت ننماید دیگر پولی از کیسه این ملت کشیده نشود بلکه توجه جدی در راستای بهبودی وضعیت معیشتی مردم و ریشه کن نمودن فقر برداشته شود باید زمینه های اشتغال و تعلیم و تربیه فراهم شود بالاخص زمینه تعلیم و تربیه که ستون فقرات جامعه را تشکیل می دهد و انهم برای ملتی که سالهای از حق تعلیم و تحصیل محروم بودند باید گامهای جدی دراین راستا برداشته شود حالا که جامعه جهانی در افغانستان حضور دارد و ملیاردها دالر سرازیر این کشور میشود مسئولان ولایتی ما حق این مردم را خواهند گرفت و مشکلات و چالشهای عدیده که فراروی این ملت که توسط کوه های سر بفلک کشیده محاط شده اند به گوش مقامات عالی رتبه و حتی به گوش جامعه جهانی خواهند رسانید و مشکلات مختلفه که ناشی از خشکسالی و زمستان سرد و راه های موصلاتی میشود به سمع مقامات خواهند رسانید اما امروز که شش سال از تأسیس این ولایت میگذرد اگر نگاه به کار کردها و فعالیتهای مسئولین انی ولایت بیاندازیم و اگر به مشکلات و پرابلم های که امروز مردم در زندگی روز مره شان با ان روبرواند و بیبینم چقدر در قسمت رفع مشکلات معیشتی و اشتغال زای این مردم کار صورت گرفته تا دیگرجوانان این ولایت با قبول ریسک به کشورهای جون ایران و....برای یافتن لقمه نانی سفر ننمایند و یا چه قدر کار در قسمت معارف و فراهم اوری امکانات از قبیل اعمار مکاتب و تهیه کتب و چوکی و یا در بخشهای بازسازی سرکها و اعمار مراکز دولتی و فعال سازی تمامی ادارات دولتی صورت گرفته است و یا در قسمت فساد اداری و رشوه ستانی چه کارهای صورت گرفته است .می بینم که تمام کارهای انجام شده جوابگوی این سئوال انچه که باید میگردند و می توانستند بکنند نیستند امروز وضعیت مردم از بد بدتر شده اند نبود کار خشکسالی در نتیجه کمبود حاصلات بلند رفتن قیم مواد اولیه وضعیت این مردم را به سطح بحرانی رسانیده اند.و جوانانی این ولایت به ناچاری دست به مهاجرت های اجباری با قبولی ریسک به خطر جانشان پرداختند از طرف دیگر هم فساد اداری و رشوه ستانی که در این ولایت به اوج خود رسیده و بی کفایتی و عدم آگاهی مسئولین از وظائفشان به این مشکلات افزوده است.بی کفایتی و ناتوانی مسئولین به حدیست که امروز پولیس شان به مانند سابق و زمان های که این ملت دارای ولایتی و حقوقی نبودند مسئولانه اخذ میگردد و یا باندهای رشوه به حدی گستاخ شده اند که حتی به کمک ها و اعانه های ارائه شده از طرف مئوسسات نیز حمله ور میشوند چنانچه در سال گذشته طبق گفته مردم محل از منطقه تمران والسوالی کیتی هفتصد گونی گندم که برای مردم بی بضاعت باید توزیع صورت میگرفت یک شبه مفقود گردید.به هر صورت مسئولین محترم آنچه را که باید بکنند و می توانستند نکردند ووضعیت مردم بالاخص از احاظ اقتصادی فعلا در حالت به قول معروف بخور و نمیر قرار دارد. و مسئولین محترم نتوانستند صدای این ملت را به گوش مقامات برسانند و حتی عده ای از این مردم میگویند وضعیت کنونی ما که دارای ولایتی هستیم و دولت منتخبی داریم و وکلای داریم با وضعیت ما در دورهای قبلی چندان فرق نمیکند در ان زمان هم پولیس مسئولانه میگرفت و اکنون هم . و ان وقت پولهای هنگفتی از ما تحت عنوانهای مختلف میگرفت و امروز هم اگر کاری داشته باشی که باید دولت به ان رسیدگی نماید تا که جیبت خالی نشود مشکلت نخواهد حل شد و تمام پولهایت را از جیبت خواهد کشید .اما انچه که مبرهن است اینست که تحولات در این ولایت در عرصه های مختلف بالاخص در عرصه معارف رونما گردیده است. اما این تحولات مثبت فقط به کوشش و تلاش ملت صورت گرفته است.و مسئولین یا نتوانستند یا حقوق مردم این ولایت را از مرکز بگیرند و یا هم اگر گرفتند نتوانستند بطور دروست به مصرف برسانند و یا هیچ نتوانیستند بودجه انکشافی شان را به مصرف برسانند چنانکه درسال گذشته از مجموع 33ملیون دالری که برای این ولایت تخصیص داده شده بودند فقط مقد اری کمی از این به مصرف رسیدند.و نتوانستند همه را بمصرف برسانند.و همچنان طوریکه دیده میشود بعضی از اعضاءشوری ولایتی به فعالیتهای حزبی شان مشغول اند و توجه جدی به مشکلات این مردم ندارند .مجموع این ها شرایط ووضعیت را بوجود اورده است که امروز مردم را در برابر این سئوال قرار داده است که حالا چه میتوان کرد ولایت که جدا و مستقل شد و فکر میشد که شاید از دست تبعیض و تحقیر خلاص شویم اما از ان خلاص شدیم اما به مشکل جدی تر از ان یعنی بی توجهی و بی مسئولیتی و رشوه ستانی ادارات مواجه شدیم انچه که مسئولین ادارات دولتی در ولایت دایکندی و در رأس والی و وکلای این مرم در شوری ملی باید بانند اینستکه هر چه سریعتر باید گامهای جدی تر و استوارتری را در جهت بهبودی وضعیت اقتصادی و معیشتی بالاخص اطلاع رسانی که در این ولایت بحد هیچ است بردارند. و صدای ملت را بگوش مسئولین و مقامات زیر ربط برسانند و همچنان با طرحهای و پلانهای مفید و سودمند و با استفاده از ظرفیت های موجود در جهت رفع و فایق امدن مشکلات عدیده مردم و محو فساد و رشوه ستانی از ادارات اقدام جدی نمایند تا اینکه یأس و نا امیدی های این ملت به حد انفجار نرسد.

/ 2 نظر / 4 بازدید
محمد

سلام برادر نوشته هایت را خواندم احساس دردمندی شما قابل تقدیراست .اگر از من هم سر بزنی خوش حال می شوم گرچه مدتهاست اب نکردم این به خاطر مشغله روزگاراست امیدوارم بتوانم بامطالب نو درخ دمت تان باشم.امید اینکه تمران سرسبز باوجود شما شاداب تر شود. من هم از همان حوالی هستم ولی حادثه روز گار مرا خیلی دور پرت کرده است هرازگاهی فقط نسیمی از دور احوال وطن را برایم می اورد.متاسفانه از کم اطلاعی ، بنده شمارا نشناختم شناخت شما باعث خوش حالی من می شود . سبز سبز باشی برادر

issa yazdan karimi

سلام، وبلاگ خوبی دارید.واقعا وبلاگ تکی داری! دوست دارم به عنوان یه کارشناس نظرتو در مورد وبلاگم بدونم با احترام عیسی یزدان کریمی I S A . X E E U S . C O M