نوروزی

قطره ای از چشم بیرون زد، لولید و بر زمین چکید!

برگ رنگ باخت و نقش زمین شد

صفحه ای سفیدی سیاه شد

لیوان اب سر کشیده شد

لقمه نان خورده شد

وسعت زمین رفته شد

گلی با سیصدو شصت برگ پژمرد

چکه ای  چکید

صدای فریاد شد

تیری از کمان رها شد

کفش، سر پایی کهنه و پاره شد

لباس مندرس شد

ثانیه، دقیقه و ساعت گذشت

روزی هفته و ماهی سپری شد

قله فتح شد

همین حالا در اوجیم، در ارتفاع بلند، خیلی بلند که اگر وسعت فکرت خیال ظرفیتش را در گیروی تواناییش داشته باشد، میتوانی پرو بال بگشای و از این هم بلند و بلندتر بیروی. اوج بگیری تا جاهای برسی که ورود ملایگ در آنجا ممنوع اند!

اری در اوج و در ارتفاع و در بلندی قله ای، قله ای به وسعت فکرت! به بلندای توانائیت! قله ای، جای رفیعی که حد اقل 360 پله را پیمودی، چنین پله ای که هر کدامش در خود 1440 رمزوراز، هشدارو تذکار، شوق و غم، گریه و خنده ای، یادو خاطره و در نهایت درس و بحث دارد.

آری سالی گذشت،

قدمی نزدیگ تر به منزلگه مقصود، دقیقه ای زودتربه پایان مسابقه، ثانیه فرصت به ضرب العجل،

همه و همه در گزرند، هیچ نمیماند! حتی من و تو! من و تویکه امروز وسعت هوی و هوس من و تو پذیرای چه چیزهای را در سر نمی پرورانند! نقش چه فرعونهای را به تصویر نمیکشند! من و تویکه بزرگی غرور من و تو کوهی را میمانند که در خود انواع از مخلوقات ت درنده خو، خورنده خو، و خوردنیده خو را جای داده است. من و تو یکه احساس گناه من و تو قطره ای را میمان در گلوی خشکیده در صحرای شوره زار تابستان گرم!

خوبست انسان، پس از هر قطره اشکی که چون گهر از قعر دل به تبلور می رسد و پهنه گونه را پیموده می چکد، رد پا کند! ببیند قطره ای از چه جنسیست!

چه حکایتی

چه پیامی

چه اندرزی

چه همرزمی

دارد.

امیدوارم قطره ای اخر، قدم،لقمه، گلی، و سال اخر عمر دلت نباشد!

هر روز تان نو روز

نو روز تان پیروز

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
هزاره پیوند

دوست عزیز سال نو مبارک امید وارم سال خوبی داشته باشید

محمد

دوست خوبم سلام! سال جدیدرابه شما تبریک می گویم امید ورام این سال ، سال موفقیت بیشتر برای شماوسال امنیت،آسایش ورفاه مردم خوب افغانسان باشد.