کتابها را آب بردند!

عجب خبریست، تکان دهنده، شگفت انگیز اما نگران کننده. کتاب هارا آب بردند!شاید هم خیلی شگفت انگیز و مایه تعجب نباشد، زیرا این کتب میخواست وارد کشوری شود، که تفریح و سرگرمی، بگذار اصلا بگویم کار و بار اصلی شان، جنگ و خشونت است. از سگ جنگی در شهرهای بزرگ گرفته تا قریه جات و تا مرغ جنگی و تخم جنگی و تا انسان جنگی! و خون ریزی! هیچ جای نگرانی نیست زیرا این جا جاییست که حرف قلدری، زورآوری و بی منطقی، حرف اول را میزنند. کتاب میخواهد چکار کند! آنانکه کتاب خواندند، نویشتند، کتب چاپ نمودند، پیشرفت نمودند، هواپیما و توپ و تانک تولید نمودند ره به کره ماه و مریخ گشودند، مدرن ترین اسلحه را در اختیار داشتند در دشتهای نبرد، چون دشت میوند و در رویا روی با مردان نیرومند و کتاب نخوانده ای این مرزو بوم که نه کتاب خواندند و نه مکتب رفتند و نه کتب نویشتند و نه پیاده و یا سواره به کره ماه و مریخ رفتند شکست خوردند" چون شوروی قرن بیست و فروپاشی متعاقب" نظام کمونیستی آن! و یا دور تر از آن "گیر ماندن و شکست قشون اینگلس ودرهم خوردن، فجیعانه شان" و یا گیر ماندن کشورهای قدرتمند کنونی که در کشور شاخ کنار شاخ شدند و حیران و سرگردان نمیدانند که با اردوی مجهز و درس و مکتب دیده خود با این اردوی مکتب نرفته و کتاب نخوانده ای خود چه کنند! پس کتاب خواندند چه دردی را دوا میکنند! آنها که کتاب خواندند امروز چون خر در گیل بخفتند و ماندند! شاید این خبر هم خیلی تکان دهنده نباشد زیرا در آب انداختن کتاب یک کار خوبی است و برای روان شدن ذهن و زبان مردم رنجیده! افغان مفید اند. وقتکه خرد بودم و در مسجد محل پیش آخند صاحب، درس میخواندم میگفت وقتیکه کتابچه های تان پر شد آنوقت آنهارا پاره پاره نموده و در آب بیاندازید و بگوید" کاغذ از او، زبانم رو" ( امیدوارم که کارمندان وزارت محترم اطلاعات و فرهنگ به نیابت از ملت افغان این کلمات را در حین انداختن کتب به آب، دکلمه کرده باشند) شاید این فکر بکر به مخ آقای خرم بدون میم وزارت ما، خورده باشد و بعنوان کشف جدید و ابتکار نو، خواسته باشد در این وقت حساس انتخاباتی، تبلیغات به منفعتی، ارباب رجوع شان کرده باشد!! کتابهارا به آب انداخته تا از این طریق افکار هموطنانشان را تعالی و ترقی بخشیده باشد! و شاید هم ورود این کتب به کشور بحرانزا بودند، و این یک توطئه از طرف دشمن باشد با لاخص دشمنان غربی ما، که با خود فکر کردند از راه توپ و پول و نان نشد، که مردم افغان را شکست بدهیم، بیایم با وارد نمودن کتب، آنها را از میادین پهلوانی چون سگ جنگی و کشتی گیری و تخم جنگی وووو بطرف کتاب و کتابخانه بکشانیم تا آنها مهارت لازم کسب نکرده و دیگر در مقابل ما مقاومت نشان داده نتوانند و چون ما شوند!!! ووزیر زیرکی خرم وزارت ما این بحران، را به یک فرصت تبدیل نموده و از یک طرف چنین ایده ای را خنثی کرده باشد و از طرف دیگر طرح نو در انداخته باشد و سنت قدیم ملت شان را زنده کرده باشد! نمیدانم شاید شایدهای دیگری. اما آنچه که میشود بر این واقعه تفسیر زد  اینست که به آب انداختن کتب یعنی به آب انداختن تمام زحمات هفت ساله ای آقای کرزی و جامعه جهانی، به آب انداختن کتب یعنی به آب انداختن تمامی خونهای که در راه ترقی و بهبودی کشور ریخته شده اند. یعنی هدر دادن خونهای قربانیهای شیندند و بالا بلوک و امثالهم،  به آب انداختن کتب یعنی تکذیب آنچه که امروز کرزی از آن به افتخار یاداوری میکند: مبنی بر به مکتب رفتن هفت ملیون کودک و مبنی بر اوردن دمکراسی در کشور، مبنی بر رشد و ترقی کتاب و کتابخوانی در کشور و در نهایت در آب انداختن یعنی جهالت، تعصب، تاریک، هیولا، گور، مرگ اینها همه در حالیست و در وقتیست که کاروان بشریت از ماه و مریخ همه هم گذشتند و اینها در حالیست که جامعه ما سخت نیازمند کتاب وقلم اند نمیدانم آقای خرم چه توجیه برای این کار قرون وسطی خود دارد، نمیدانم که آقای خرم نفهمیدند که در عصر کنونی نمیشود جلوی افکار، قلم، اندیشه و ایده ای مردم را گرفت.

/ 2 نظر / 5 بازدید
مانیفیست انسانی

سلام خوب نوشته بودی عنوان ات جالب بود از مانیفیست انسانی حتما دیدن کنید. خبر جدید دارد

مانیفیست انسانی

سلام خوب نوشته بودی عنوان ات جالب بود از مانیفیست انسانی حتما دیدن کنید. خبر جدید دارد