گل سرخ ...

عشقم  به خواندنش از آن روز، فزونی یافت که شنیدم این قصه را به آب انداختند عجب خبری بود، داستان را به آب بریزند! در جستجوی آن بودم، بالاخره هر جوینده یابنده است من هم توانستم یک جلد از ان را بیابم، با هزار ذوق و شوق رفتم روی آن داستان که اسمش " گل سرخ دل ... " بود، و بعد یکی یکی همه داستان ههای که در این کتاب گنجانیده شده بود خواندم، همه اش با من مانوس بود، شخصیت های داستان آشنا به نظر می رسید، احساس همدردی و همنوائی به من رخ داد، و این یک حقیقت بود، حفیفت که از مغز تاریخ آشکار میشد واقعیت که تعصب و تنگ نظری روی آن سالها پوشانیده بود و مجال برای شگفتن آن و بر ملا ساختنش باقی نگذاشته بود، اما افسوس که این حقایق در دیار سکوت و در اغماض چشم ها فرو گذاشته شده بود و این بار که از میان خاکستر ظلمتکده سکوت سر بر آورده بود به آب انداختنش! نمیدانم سود و زیانش برای همنوایان این کتاب چیست؟ اما در نفس این حادثه فریاد و نجوای است، فریادیکه در میان گروهی و در دهکده ای که نفوسش بیش از شش ملیارد می رسد سر داده شده است، و در عصر و زمانیست که قفس مرغ اندیشه و تفکر و عمل شکسته است، هیچ قرون وسطی مجال تکرار نخواهی یافت! اما به نظر می رسد در عصر ارتباطات و انترنت و محواره که مرزهای پوشالی را دو پاره نموده و ارتباط را در کنج خانه دردگوشه گوشه جهان میسر ساخته است. این زنگ بود که در دیار سکوت به صدا در آمد و نجوای بی صدای سالها سکوت را در دهکده خاتمه بخشید و بشارت نرکیدن بغض ها را با صدای رسایکه جهانیان همه بشنوهند را سر داد و این زنگ بود که حقانیت داستانواره ها را عمق بخشید، و آن را ثبت قلب تاریخ نمود و برای آینده های شاید جق بین بودیعه نهاد، خاوری عزیز چون شاهکاری کردند که سکوت را در سکوت شکستاندند و نه سکوت را در فریاد و این نهایت شاهکاریست که دست کم از ایلیاد و اودیسه و مثنوی و معنوی و گلستان و بوستان سعدی ندارد.

/ 2 نظر / 6 بازدید

کسب درآمد ماهانه تا سقف 10 میلیون تومان: www.fine-ftp.mihanblog.com

محمد توحیدی

مطالب جالب نوشتيد